
عطر نرگس، رقص باد. نغمه شوق پرستوهای شاد.خلوت گرم کبوتران مست.نرم نرمک میرسد اینک بهار.خوش به حال روزگار.خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها...
سال نو بر همگی مبارک
.........
بعد از یه تابستون سخت و خسته کننده که همه تمام وقت مشغول برداشت بودن واقعا همگی به یه سفر احتیاج داشتیم ! اتفاقا این ترم به خاطر درس روستا یک ما تقریبا هر هفته یه سفر می ریم و با اینکه این سفر ها خستگی خودش رو داره اما واقعا باعث شده انرژی مضاعف بگیریم و روحیه مون عوض بشه.....
برای این درس در دو سفری که رفتیم از ۴ روستا دیدن کردیم که همشون ویژگی های خودشون رو داشتن...
اما مشخصه بارزی که تو همه این روستا به چشم می اومد مهمون نوازی اهل روستا بود... مخصوصا روستای آخری که عقدا بود.........
بقیه تصاویر در ادامه مطلب.....
همان طور که احتمالا همگی مطلع هستید وبلاگ Group Zero در دومین دوره مسابقه ی وبلاگ نویسی تخصصی معماری که در اردیبهشت ماه امسال با حمایت سایت آیگاه برگزار شد، شرکت نمود. و نتایج آن نیز در 31 خرداد با ذکر 10 وبلاگ برتر در همین سایت اعلام گردید. اما امروز خبر این نتایج را که در سایت آرونا قرار داده شده بود دیدم. که بر طبق آن وبلاگ Group Zero در بین ۲۰ وبلاگ برتر مقام هجدهم را کسب نموده است.
نتایج نهایی این مسابقه را که در سایت آرونا ذکر شده است می توانید در اینجا مشاهده نمایید.
البته نکته ای نیز در این نتایج قابل توجه است. و آن نام Group Zero است که تنها وبلاگی است که با حروف انگلیسی نوشته شده است. در این صورت اگر دوستان موافق باشند عنوان وبلاگ گروه را به «گروه صفر» تغییر دهیم.
نوروز 87 از راه رسيد.......و سال 86 با همه ي فراز و فرودها ، تلخي ها و شيريني ها ، كاميابي ها و ناكامي ها و با همه ي هيجان و هياهويش تمام شد............
Group zero!در اين سال خيلي كارها كرد تا اين خانه را كه همه عاشقش هستيم بيشتر به يك خانه براي خود و براي همه ي هم خانه اي ها تبديل كند............. خانه اي كه اگر عزيز تر نباشد همسان خانه هاي خصوصي خود دوستش مي داريم.................
بگذريم از اينكه همين آخر سالي و قبل از اينكه عرقمان خشك شود مزدمان را كف دستمان گذاشتند و ما را با انرژي و شوقي مضائف براي فعاليت راهي سال جديد كردند..........!!!
قصد گله گذاري نداريم....ما هميشه براي دل خودمان كار مي كرديم و از اين به بعد هم همين خواهد بود................
و ما فرزندان و ميراث داران همه نسل ها و همه گذشته و تاريخ اين سرزمين ، بار ديگر بهترين آرزوها را براي همه هموطنان و هم خانه اي هامان از خداوند منان مسئلت مي كنيم................
نوروزتان مبارك...........................!
اوليا
از اینکه وبلاگ ما مدتیه مطلب جدید نذاشته ازتون عذر می خوایم .آخه دانشکده هست و یه GROUP ZERO و حالا که انجمن علمی تالار فعال شده بیشتر مسئولیت هاش رو دوش GROUP ZERO هست واسه همین خیلی سرمون شلوغ شده و افرادی که سابقا روی وبلاگ خودمون کار می کردن حالا مجبورن بیشتر وقتشون رو صرف وبلاگ "تالار" بکنن.ولی بازم تلاش می کنیم که وبلاگ خودمون از رونق نیفته...
برای آگاهی از فعالیت های دانشکده ی هنر و معماری یزد از وبلاگ زیر دیدن کنید:
ولی وبلاگ ما رو هم فراموش نکنین...............
اولیا
من فقط اومدم که عید رو تبریک بگم:
عید فطر بر همه ی عاشقان حضرت حق مبارک باد.....
اولیا
تمام خاك را گشتم به دنبال صداي تو ببين باقي ست روي لحظه هايم جاي پاي تو
اگر مؤمن اگر كافر به دنبال تو مي گردم مگر آنسو تر است از اين تمدن روستاي تو
خداوندا! از تو درخواست مي كنم به حق ولي و حجتت صاحب زمان مرا در همه ي كارهايم ياري رساني و به وسيله ي او مرا از شر هر ستمگري در امان بداري و كمكم كني.اين دعا را بپذير اي پروردگار جهانيان..... (از دعاي توسل به حضرت مهدي (عج) )
هزار و صد و هفتاد و سومين سال تولد امام زمانمان را به تمام جهان (مخصوصا بچه هاي GROUP ZERO! ) تبريك مي گم!
خيلي خيلي التماس دعا....
اوليا
داريم به روز مهم وبزرگي نزديك مي شويم.به عيد بزرگي مي رسيم كه سرنوشت ميليون ها آدم را تغيير داد. روز برانگيخته شدن پيامبر اسلام(ص).روزي كه مردي تاريخ ساز براي آوردن كتاب زندگي بشر انتخاب شد. فرشته وحي در غار حرا بر او زيبا ترين كلمه هاي آسماني را خواند و از دل كوه موج موج ستاره فوران كرد و آن رادمرد ندايي سر داد كه مرد و زن را به سوي معبود دعوت مي كرد.
عيد مبعث بر همگي مبارك باد!
التماس دعا.
اولیا
(اسم و کلمه عبورم رو فراموش کردم!)
در طراحی نمونه اولیه این خانه نامتعارف،که یک ترکیب موفق از تکنولوژی مدرن با توجه به حفظ محیط زیست است ، معماران کالیفرنیایی لیزا ایواموتو و کریاگ اسکات از فرم مرجانهای دریایی الهام گرفتند.
مانند نرم تنان دریایی که معمولا به کلی از آب تشکیل شده اند، خانه آبی مرجانی بیشتر بر پایه اجزاء مایع تشکیل شده است.
به کمک پوسته هوشمند بیرونی (که در نتیجه محاسبات و دیاگرام های پیچیده ریاضی به دست آمده است) و سیستم فیلتر کننده آینده نگر (که از خواص دی اکسید تیتانیوم برای فیلتر اشعه ماوراء بنفش استفاده می کند)، آب باران از طریق سقف به داخل دیوارها منتقل می شود و در آنجا تصفیه و انبار می شود. این آب بعدا برای مقاصدی مانند تغذیه سیستمهای گرمایشی و سرمایشی ساختمان استفاده می شود.
این ساختمان برای استفاده در جزیره تریشور طراحی شده است، یک جزیره مصنوعی در خلیج سانفرانسیسکو که به وسیله یک تنگه به جزیره یربا بوانا مرتبط است و زمانی در استفاده ارتش ایالات متحده بود. بعد از تخلیه ارتش امریکا، شرکت لنار، یکی از تشکیلات ساختمانی مطرح امریکا تصمیم گرفت که جزیره را به یک منطقه مسکونی و چندملیتی تبدیل کند.




منبع: http://www.domusweb.it
در عکس یک مجموعه ساختمانی دیده می شود که در آن انواع و اقسام سبک های معماری به کار رفته است. در قسمت سمت راست ساختمان کلیسایی به سبک گوسیک دیده می شود. و ساختمان سمت چپ این مجموعه روکار سنگی دارد که شاید به توان سبک آن را سبکی مدرن دانست. در بام این ساختمان شیروانی دیگری دیده می شود. این بام به سبک معماری معابد دین شینتو ساخته شده است.این ساختمان در ژاپن است
وحالا سوال: شما فکر می کنید ساختمانی با این مشخصات به چه منظوری ساخته شده باشد؟
سلام !
واقعا ممنونم از دوستايي كه نظر داده بودن چون نظرهاي دل گرم كنندشون واقعا من رو تشويق كرد كه قسمت دوم قصه ي جي زي رو بنويسم...اميدوارم نوشتن اين داستان ها در طول سه سال آينده ادامه پيدا كنه و همون طور كه دوستمون گفتن در آخر اين چهار سال يه رمان (حالا نه چند جلدي!!!!) به اسم جي زي داشته باشيم.... انشاالله....
راستي آقاي قدكيان!اون كسي كه اطلاعات در مورد معماري مي خواست باعث شد من اين داستانو بنويسم! نمي دونم چرا...؟ اول تصميم گرفتم واسه اون بنده خدا از معماري بگم ولي هر چي فكر كردم هيچي نتونستم بگم بعد يهو به فكر اين كار افتادم و فكر كردم اين خودش يه جورايي همون كارو مي كنه....
به هر حال اميدوارم خوشتون بياد.....
قصه ي جي زي (قسمت دوم)
اگه يادتون باشه تا اونجا گفتم كه بچه هاي جي زي با اعتماد به نفسي كه از صفري ها بعيد بود تو كارگاه شركت كردن و خودشونو مواجه با مسائلي ديدن كه در مورد كوچك ترين جزئياتش هم آگاهي نداشتن!( يكي بگه مگه مجبوري.........؟؟؟!!! J)
روز اول كه فقط صرف اسم نوشتن و اظهار وجود شد!!! در حالي كه بقيه گروهها كلي كار كرده بودن. شايد هنوز خودمون هم هنوز باور نكرده بوديم كه مي خوايم شركت كنيم.....روز دوم اما ديدم نه خير ! حالا كه اسم نوشتيم و همه اينقرر خوششون اومده نبايد كوتاه بيايم . نشستيم سر كار... اما واقعا نمي دونستيم چي كار بايد بكنيم يا حتي از كجا شروع كنيم؟؟!!!!بنابراين پا مي شديم مي رفتيم سر گروههاي ديگه و مدتها وايميستاديم و گوش مي داديم چي مي گن و چي كار مي كنن.( واسه همين بود كه گفتم فكر كنم ما از همه بيشتر چيز ياد گرفتيم....)
ما يه استاد گل داريم به اسم استاد مسعودي!!! با اينكه ما كلاس ايشون رو به همين خاطر تعطيل كرده بوديم..... وقتي رفتيم سر گروهي كه با ايشون بود از ما پرسيدن كه شما چي كار مي كنين؟ ما هم به شوخي گفتيم كه پرواز آقاي لوكوربوزيه به دليل شرايط بد جوي (اون روز ها همش بارون مي باريد) نتونسته بشينه و ما بي استاد مونديم!!! ولي ايشون مثل بقيه ما رو شوخي نگرفتن و ما رو به 2 تا از آقايون فوق ليسانسي سپردن و سفارش كردن كه اين بچه ها رو هر جور شده به تحويل برسونين. ما كفمون بريد!!!!تا اون وقت هيچ كي ما رو اينقدر تحويل نگرفته بود و هنوزش هم نگرفته!
خلاصه آقاي آرامي و آقاي قناعتيان با صبري تحسين برانگيز! يه سري مسائل رو واسه ما توضيح دادن و ما شروع كرديم به كار. آقاي دهشيري پسر عموي يكي از بچه ها هم خدايي خيلي كمكمون كرد.(البته خود لوكوربوزيه هم دورارور با تماس تلفني ما رو راهنمايي مي كرد.......!)
شد روز سوم و روز آخر.ما تا بعد از ظهر وقت داشتيم اون چيز هايي رو كه داشتيم پرزانته كنيم. يعني به طور مناسبي اونا رو ارائه بديم. حالا ما خودمون تازه با اين لغت آشنا شده بوديم و نمونه اش رو به اون صورت نديده بوديم.
از صبح يه سره نشستيم پاي اين كار و با همكاري همه-واقعا همه- كارمونو جلو مي برديم. حتي هيچ كس حاظر نشد بره ناهار بخوره. اما حاصل اين شد كه در آخر يه كار عالي تحويل داديم. كنار هر برگه اي يه "GROUP ZERO!" ي بزرگ نوشتيم و به ديوار زديم . تازه ماكت هم داشتيم! اهدافمون رو هم تو يه صفحه ديگه نوشتيم و زديم به ديوار. خلاصه كارمون اينقدر قشنگ و جالب شده بود كه خارجي ها واي ميستادن و باهاش عكس مي انداختن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ساعت حدود 5 و 6 بود كه گروهها شروع كردن به ارائه ي شفاهي كاراشون. ما با اينكه خيلي اميد نداشتيم بهمون اين فرصت رو بدن خيلي استرس داشتيم....خيلي.....
آخر يه فرصت كوچولو بهمون دادن.تو اين فرصت كم يكي صحبت مي كرد يكي كمكش مي كرد يكي دعا مي خوند يكي انرژي مي داد.....................
وقتي تموم شد همه از شدت فعاليت و استرس يه جورايي غش كردن!!! توجه كنين كه اين بچه هاي بي گناه هنوز ناهار نخورده بودن................ ولي تو اون موقعيت كي گرسنگي مي فهميد چيه؟!
قرار بود يه كمي بعد به گروههاي برنده جايزه بدن. ما از فرصت استفاده كرديم و دلي از عزا در آورديم.فقط خدا و بچه هاي جي زي مي دونن خوردن پيتزا با اون همه گشنگي و خستگي دور هم چه كيفي مي ده!
به دانشكده برگشتيم.شروع به دادن جوايز كردن. ما با شوق و ذوق چشم دوخته بوديم بهشون. نگاهي كه اگه مي ديدن حتما همون جا جايزه رو دو دستي تقديممون مي كردن!!!!! اما نكردن...! ما انتظار نداشتيم طرحمون برنده شده باشه اما انتظار داشتيم حداقل به عنوان پديده ي اين كارگاه تو اختتاميه يه اسمي ازمون ببرن!(آخه خدايي خيلي بين گروهها صدا كرديم ) اما هيچي نگفتن! البته فهميديم جوايز حالت فورماليته داره چون به همه گروهها دادن و البته به استاد گروهها نه اعضاي گروهها!
در حال وارفتن بوديم كه يهو مترجم خارجي ها كه خيلي با ما دوست شده بود فرياد زد : " پس GROUP ZERO! چي؟؟؟؟؟!!!!بايد بهGROUP ZERO! هم جايزه بدين!"
مسئولين كه تن خود سر داده بودن (= خودشون رو به اون راه زده بودن) تو رودربايستي گير كردن و بالاخره حاضر شدن تو يه لحظه ي با شكوه و رويايي جايزه رو كه كتاب يزد من (My Yazd ) بود بهGROUP ZERO! اهدا كنن و اون وقت بود كه همه واسمون دست زدن و هورا كشيدن........................................................ما تنها گروهي بوديم كه اين كتاب به دست بچه هاش رسيد نه استادش!
نمي دونم واسه آخر اين قسمت از داستانم چي بگم فقط مي خوام اين رو بگم:
به بچه هاي جي زي افتخار مي كنم.......
ممنون كه خوندين
منتظر قسمت بعدي باشين.......................
اولياء
وقتي ديدم وبلاگمون اينقدر خواننده داره حيفم اومد راجع به GROUP ZERO! تو وبلاگ چيزي نذارم.آخه اونا مي ان و مطالبشو مي خونن ولي نمي دونن GROUP ZERO! چيه؟؟؟ مي خوام اگه خدا بخواد قصه ي GROUP ZERO! رو واستون بگم....
(از اين به بعد براي راحتتر شدن به جاي GROUP ZERO! مي نويسم "جي زي" !!!)
خوب....بذارين از اولش بگم. البته هر چي يادم مونده ...
قصه ي جي زي
سال تحصيلي 85-86 شروع شد و صفري هاي جديد كه ما باشيم وارد دانشكده ي هنر و معماري يزد شدن.روز اول دانشگاه شنبه بود و و با آقاي شريعت راد كلاس داشتيم.با اينكه هنوز چند ساعت بيشتر از آشنا شدنمون نمي گذشت با هم خيلي دوست شديم (البته دخترا رو مي گم!!!اون موقع هنوز مثبت بوديم و با پسرا يك كلمه هم حرف نمي زديم!!!)
بيشتر بچه ها شوكه شده بودن و اصلا انتظار همچين ساختموني رو نداشتن( چون ساختمون دانشكده ي ما يكي از خونه هاي قديمي يزده). حتي خيلي ها بهش بد و بيراه مي گفتن(همون كسايي كه حالا واسه دانشكده و ساختمونش جون مي دن.آخه اين خونه هاي قديمي يه كيفيتي دارن كه آدم تا توش زندگي نكنه نمي فهمه و وقتي فهميد نمي تونه ازش دل بكنه به طوري كه براي ما عذاب بود كه بايد چند ساعت در هفته رو براي گذروندن درس هاي عمومي به ساختمون اصلي دانشگاه بريم و تعجب مي كرديم كه چه طور دانشجوهاي اونجا دپرس نمي شن. بايدتو خونه قديمي زندگي كني تا بفهمي من چي مي گم)
بگذريم.يه هفته گذشت و ما به اولين گردش يزد گرديمون رفتيم.رفتيم رو پشت بوم بازار خان.هنوز هم با هم حرف نمي زديم!!! فقط در حد "نه خواهش مي كنم شما بفرماييد!"!!!
24-25 ام مهر با اينكه هنوز خيلي با هم آشنا نشده بوديم و ارتباطمون پيشرفت قابل ملاحظه اي نكرده بود اولين مراسم افطاري دانشجوييمون رو گرفتيم.كاري كه حتي خيلي از سال بالايي هامون چون مدت كمي از اول مهر گذشته بود نتونستن بكنن.خاطره ي واقعا عالي اي بود و نشون از انرژي نهفته در صفري ها داشت!در اين مراسم همه همديگرو بهتر شناختن و توانايي هاي هر كسي معلوم شد(مثلا فهميديم آقاي ساوه اي خيلي خوب فال مي گيرن.....!!!)
از بعد از اين قضيه يهو صميميت بچه ها و اتحادشون زياد شد.
حتما مي پرسين پس اين وسط "جي زي" چيه؟؟!! صبر كنين مي گم واستون....
اين صفري ها مونده بودن چه طور انرژي شون رو خالي كنن واسه همين همش سعي مي كردن با استادها گردش علمي جور كنن و پاي همه چيزش هم بودن...وقتي هم يه مدتي جور نمي شد كه با استاد برن خودشون برنامه ريزي مي كردن و با هماهنگي دانشكده مي رفتن اردو.همون طوري كه رفتن مهريز و ميبد و از توان من خارجه كه براتون بگم چقدر خوش گذشت!!!تازه ! ناهار رو هم خودشون درست كردن (دفعه اول جوجه كباب و بار بعدي با يك اوضاع و مصيبتي الويه!!!!!!!!)
حيف كه بلد نيستم عكس بذارم......خواهش مي كنم از بچه هاي جي زي هر كي بلده و مي تونه عكساشو بذاره..............................
نمي خوام خستتون كنم ولي بايد اينا رو مي گفتم تا بتونين بچه هاي جي زي رو بهتر بشناسين.
گذشت و گذشت .....تا اينكه يه روز يه مشت بچه خارجي با استاداشون اومدن به دانشكده ي ما واسه كارگاه معماري.اونا قرار بود 4-5 روز اينجا باشن و همراه سال بالايي هاي ما طراحي كنن و هم اونا چيز ياد بگيرن هم سال بالايي هاي ما ولي اين وسط فكر كنم ما صفري ها بيشتر از همه چيزي ياد گرفتيم.
ما كه هنوز 2 ماه بود اومده بوديم تو اين دانشكده و كارگاه مارگاه نمي دونستيم چيه بيشتر نقش سياهي لشكر يا نقش هاي بسيار جزئي(مثل نوبتي صداي استاد ها رو ضبط كردن!!!!!) رو داشتيم.خوب صفري بوديم و هر چي مي گفتن بايد مي گفتيم چشم!!! اين وسط سعي مي كرديم با خارجي ها عكس بندازيم يا باهاشون حرف بزنيم بچه هاي خوبي بودن فقط بعضي هاشون شيرين مي زدن!!!
خلاصه مسئولين شروع كردن به ثبت نام واسه كارگاه.
گروهها مشخص شد و خوب طبيعيه كه كسي صفري ها رو تحويل نگيره ولي اونا نمي دونستن كه اعتماد به نفس ما بيشتر از اين حرفاست!من با يكي از مسئولين دوست بودم و ازش خواهش كردم كه يه عده اي از صفري ها رو هم شركت بدن. اون هم براي اينكه تو ذوقمون نزده باشه گفت باشه خوداتون يه گروه بشين و به صورت خود جوش شركت كنين.
ما هم از خدا خواسته دست به كار شديم.يه اسكيس يه روزه بود براي طراحي كتابخونه(جزئياتش ديگه بمونه) واسه بقيه چيزي نبود و اصلش براي اسكيس 3روزه ي فرداش اومده بودن. ولي واسه ما كه تازه پلان و مقطع و نما ياد گرفته بوديم مكافات بود! فقط خدا مي دونه چه جوري كارمون رو پرزانته كرديم و بالاخره تقريبا سر وقت تحويل داديم!!!خودمون هم باورمون نمي شد.
روز بعد وقتي گروهها آماده ي اسكيس دوم مي شدن ما صفري ها با حسرت بهشون نيگا مي كرديم.موضوع طراحي يه محله مسكوني بود كه از درس هاي سال هاي آخر كارشناسي هست.اين ديگه واقعا از عهده ي ما خارج بود....
داشتيم با بي حوصلگي مي رفتيم سر كلاس كه به يكي از گروههاي خارجي بر خورديم كه داشتن مي رفتن سايت رو از نزديك ببينن.به ما گفتن شما چي كار مي كنين؟ گفتيم بابا ما 2ماهه كه اومديم اينجا! همون كار ديروز هم كه كرديم شاهكار بود ولي اين ديگه.....اونا گفتن ولي ما كار ديروزتون رو ديديم خوب بود كه....... ما رو بگو انگار دنيا رو بهمون داده بودن!!!جون گرفتيم........
باورتون مي شه؟؟؟ما تصميم گرفتيم شركت كنيم!!!(فكر كنم دنيا صفري هايي به اين پررويي به خودش نديده بود!!!!!!!!!!!!)تا اومديم بجنبيم اونا اسم چند تا سال بالايي با چند تا خارجي با يكي دوتا استاد رو تو هر گروهي رو يه كاغذ نوشته بودن و به هر گروهي يه شماره داده بودن.از 1 تا 6. و كاغذ ها رو زده بودن به ديوار. بالاي برگه ها بزرگ نوشته بودن براي مثال:"GROUP 4 ".
ما هم حرصي شديم و اسم 12 نفري كه قرار بود تو اسكيس شركت كنن رو نوشتيم وبه عنوان استاد لوكوربوزيه ( يكي از خفن ترين معماران دنيا كه خيلي وقته مرده!!!!!!!) رو نوشتيم! و بالاي برگمون با افتخار نوشتيم:GROUP ZERO! و زديم به ديوار بالاي بالاترين برگه!!! اين ZERO هم عددي بود كه قبل از يك مي اومد هم برمي گشت به اين كه ما صفري هستيم! علامت تعجبش هم به اين معني بود كه جي زي هميشه باعث تعجب ديگران مي شه!!!!!!!و البته شعار "LESS IS MORE "( كه يكي از شعار هاي معروف معماربه) رو كنار برگمون نوشتيم كه تلميح داره به "فلفل نبين چه ريزه....."!!!
بله!
به اين ترتيب GROUP ZERO! شكل گرفت.اون روز قشنگ 20 آذر بود كه قراره از اين به بعد به عنوان روز تولد جي زي جشن گرفته بشه...
البته بايد بگم جي زي فقط اون 12 نفري نيست كه تو اسكيس شركت كردن بلكه كل بچه هاي معماري ورودي 85 يعني همه ي 28 نفره. و البته فعاليت هاي جي زي هم محدود نمي شه به اون اسكيس.هر چند خود اون اسكيس هنوز خيلي ما جر اداره......
قصه ي جي زي هنوز ادامه داره و جي زي تو اين يه سال تحصيل كارهاي بزرگي كرده كه اگه بشنوين كفتون مي بره!!!
چون من مي خوام كه شما بخواين كه واستون بگم.........بايد نظر بدين و توش بگين كه بقيشو بگو....
اگر هم نمي خواين بگين كه من الكي صفحه ي وبلاگ رو پر نكنم!!!
پس منتظر نظراتون هستم.....زياد باشه ها!!!
ممنون
اوليا
سلام خانم ها واقايون مهندس!
روز معمار
رو به همتون واقعا تبريك مي گم....قدر رشتمونو بدونيم......
اوليا
آیا می دانستید کارخانه ی تولید تنباکو به شکل مسجد در آلمان وجود دارد!؟




شاید خبر قدیمی باشه ولی...
منبع: خبرگزاری قرانی ایران
بابا دست از سرمون بر دارید بگذارید هرچی میخواهیم و هر چه دوست داریم در این وبلاگ بگذاریم.
وحالا این شماواین ( مطالب تقریبا بی ربط نه شاید با ربط آخه همه چیز که به معماری ربط داره )حیوانات فلزی
مجموعه مرکز ارتباطات بینالمللی تهران یادمان شامل چهار بخش اصلی، برج مخابراتی - تلویزیونی، مرکز همایشهای بینالمللی، هتل پنج ستاره بینالمللی و مرکز تجارت جهانی است. این بخشها به گونهای پیشبینی شدهاند که هر یک علاوه بر کاربریهای خاص خود از امکانات دیگر بخشها نیز بهره ببرند.
در یک نگاه کلی علاوه بر تسهیل در ارتباطات و تبادل اطلاعات، کاربریهای این مجموعه را میتوان در کاربریهای مخابراتی - تلویزیونی، اقتصادی - بازرگانی، فرهنگی - هنری و اداره خدماتی دستهبندی کرد.
پس از بررسیهای لازم از میان 17 نقطه شهر تهران سرانجام تپههای کوی نصر که در میان بزرگراههای شمال غرب تهران واقع است، به عنوان محل اجرای مجموعه انتخاب شد.
برج میلاد:
این برج با 435 متر ارتفاع پس از برج سی ان تورنتو کانادا با 3/553 متر ارتفاع، برج مسکو با 3/533 متر ارتفاع و برج شانگهای چین با 500 متر ارتفاع در مکان چهارم برجهای مخابراتی جهان قرار دارد. این برج از پنج قسمت اصلی شامل: شالوده، ساختمان پای برج (لابی)، بدنه اصلی برج، سازه رأس و دکل تشکیل شده است. ساختمان راس آن یکی از بزرگترین ساختمانهای راس در برجهای مخابراتی دنیاست.
از میان طرحهای متعدد پیشنهادی برای معماری برج، سرانجام طرحی برگزیده شد که با معماری ایرانی و اسلامی همخوانی بیشتری داشته باشد و بتواند پیروزی میان سنتهای دیرین و فناوری نوین معماری ایجاد کرده و تمدن اصیل ایرانی - اسلامی را به جهانیان عرضه دارد.
مشخصات قسمتهای مختلف برج:
قسمت اول، شامل پی و سازه انتقالی است که زیر سطح زمین و از تراز 00/14_ متر تا تراز 00/0 ± برج میشود. پی برج یک پی گسترده دایرهای شکل به قطر 66 متر و ضخامت متوسط 4 متر است و در محیط آن کابلهای پسکشیدگی، کار گذاشته شده است.
سازه انتقالی به ارتفاع 15 متر شکلی شبیه به هرم ناقص دارد و شامل یک هسته مرکزی توپر و 8 دیوار مایل پشت بنددار است. به منظور تعیین رفتار پی و شناخت نیروها و تنشهای موجود در آن، ابزار دقیقی مانند تنش سنج و کرنش سنج در نقاط مختلف آن تعبیه شده است. حجم بتنریزی پی و سازه انتقالی تقریبا 21000 مترمکعب است.
قسمت دوم ساختمان پای برج است که 6 طبقه دارد و تا تراز 4/28 + متری ساخته میشود. این ساختمان به طور عمده شامل فضاهای تاسیساتی، اداری، خدماتی، هنری، تفریحی و مراکز خرید است و مساحت طبقات آن در مجموع به حدود 15000 متر مربع میرسد.
قسمت سوم، بدنه اصلی برج است که سازهای از جنس بتن مسلح دارد و از تراز 00/0 ±، تا 315+ متر امتداد مییابد. شکل کلی آن عبارت است از یک هشت ضعلی مرکزی به همراه تعدادی دیوار داخلی و چهار باله ذوزنقهای شکل که به آن متصل میشود. بزرگترین قطر بدنه در تراز 00/0±؛ 28 متر است که با افزایش ارتفاع به تدریج کاهش مییابد و در تراز 240 متر، به حدود 5/16 متر میرسد و تا تراز 302 متر امتداد مییابد. در ضمن ضخامت دیوارها هم متغیر است و با افزایش ارتفاع، کاهش مییابد.
در داخل سه حفره بدنه اصلی برج، 6 آسانسور 21 نفره با سرعت 7 متر در ثانیه نصب میشود و حفره چهارم نیز به پله اضطراری اختصاص دارد و همزمان با ساخت بدنه، قطعات آن نیز نصب شده است.
در بدنه اصلی برج علاوه بر آرماتورهای A3 از آرماتورهای خاص نیز استفاده میشود. این آرماتورهای خاص با بست مکانیکی به هم متصل میشوند و در چهار باله بدنه تا تراز 240 متری مورد استفاده قرار میگیرند.
عیار بتن مصرفی در بدنه برج 420 کیلوگرم بر مترمکعب است و مقاومت 28 روزه آن 350 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع تعیین شده است.
سیمان مصرفی سیمان نوع II و مواد افزودنی بتن شامل فوق روانکننده، دیرگیر کننده و هوازاست. بتن مصرفی دری بچینگهای مجاور برج ساخته میشود و پس از آن که با میکسر به پای بدنه آورده شد در زمانی حدود 5 دقیقه توسط ویچ به محل تخلیه در بالای قالب حمل میشود. دو آزمایشگاه مستقل کیفیت مصالح و بتن را به طور مرتب بررسی کرده و گزارش میدهند.
بدنه اصلی برج با روش قالب لغزان اجرا میشود. این روش برای ساخت سازههای بلند بتنی بسیار مناسب است و سرعت اجرا را به حدود 4 متر در هر شبانهروز میرساند. حرکت قالب و به تبع آن، آرماتوربندی - بتنریزی و دیگر عملیات اجرایی به طور پیوسته است و توقف جز در موارد از پیش طراحی شده، امکانپذیر نیست.
قالب لغزنده موجود در بدنه اصلی برج با توجه به پیچیدگیهای خاص آن طراحی و پس از ساخت بعضی قطعات آن در داخل کشور در پاییز سال 1377 نصب شد. مجموعه قالب از سه عرشه کاری تشکیل شده است.
عرشه فوقانی که بتنریزی و هدایت قالب در آن انجام میشود.
عرشه میانی که مخصوص آرماتوربندی و ویبره زدن بتن است و عرشه آویزان که نگهداری، عملآوری و ترمیم احتمالی بتن در آن صورت میگیرد. بدنه اصلی برج از تراز 00/0± تا 315+ متر طی 9 مرحله کاری انجام شد و تمام حجم بتنریزی آن حدود 31000 مترمکعب است.
مراحل اجرا
نخستین مرحله اجرا در تاریخ 12 دی ماه سال 1377 آغاز شد. پس از پایان این مرحله، آسانسور حمل پرسنل با ظرفیت 25 نفر در بخش مرکزی بدنه نصب شد. هنگام اجرای بدنه، در هر 12 متر یک سقف دسترسی در بخش مرکزی ساخته میشد. بازشوها و صفحات مدفونی که در نقشهها پیشبینی شدهاند، به دقت اجرا میشوند. برای حفاظت از برج در مقابل صاعقه، سیمهای مسی در بدنه برج کار گذاشته شده که تا کف پی امتداد دارند و در نهایت به شبکه هم پتانسیل کف پی متصل میشوند. علاوه بر این به منظور بررسی عملکرد نیروها، در زیر پی و بدنه برج ابزار دقیق استاتیکی و دینامیکی در مکانهای مختلف بدنه جایگذاری میشوند که از نتایج آنها برای کسب اطلاعات بیشتر، برای نگهداری برج و همچنین کارهای تحقیقاتی میتوان استفاده کرد. به همین ترتیب و برای اطلاع از هرگونه حرکت احتمالی بدنه برج و محدوده اطراف آن یک شبکه میکروژئودزی در بدنه و اطراف برج ایجاد شده است، تا در هنگام لزوم توسط دوربینهای دقیق نقشهبرداری بتوان اطلاعات لازم را ثبت و ضبط کرد.
قسمت چهارم ساختمان سازه رأس است که ساختمانی 12 طبقه و از جنس اسکلت فلزی است و از تراز 245+ تا 315+ متری ساخته میشود. نمای بیرونی این ساختمان شیشهای است و طبقات مختلف آن علاوه بر کاربردهای تاسیساتی، مخابراتی و تلویزیونی دارای جاذبههای تفریحی شامل رستوران گردان، سکوی دید روباز و گنبد آسمان در آخرین طبقه است. مساحت طبقات ساختمان راس برج در مجموع حدود 12 هزار مترمربع است و بیشترین قطر آن 60 متر است. وزن کل اسکلت فلزی این ساختمان 2 هزار تن است که توسط تیرهای شعاعی و اتصالات صفحه فلزی به بدنه بتنی متصل میشوند.
سازه شش قسمتی
به منظور ایجاد یک روند عملی در مراحل ساخت و نصب، این سازه به شش قسمت تقسیم شده است. روش بالابری و نصب سه بخش این سازه روش بالابری سنگین نامیده میشود. در این روش قطعات از قبل ساخته شده، در روی زمین و در پای برج مونتاژ شده و توسط کابل به یکدیگر بسته میشود. مجموعه حاصل توسط کابلهایی که به نقاط مشخصی از آن اتصال مییابد، به عرشهای در قسمت فوقانی برج متصل میشود. این کابلها به جکهای مخصوصی متصلند که برای عملیات بالابری سنگین از آنها استفاده میشود.
اعضای باقیمانده نیز توسط بالابری سبک به بالای برج حمل شده و نصب میشوند. سبد اصلی سازه راس سنگینترین قطعهای است که با این روش در برج بالابری میشود و وزنی حدود 3 هزار تن دارد. به منظور حصول اطمینان از کیفیت ساخت سازه در کارخانه سازنده، روند ساخت و بازرسیهای موردنیاز طی نظامی مدون انجام میشود. این نظام شامل موارد بازرسی نقشهها و قطعات، تطابق با استانداردهای موردنظر و گواهینامههای مربوط به دستاندرکاران ساخت است.
قسمت پنجم، دکل به طول 120 متر است که از تراز 315 متر شروع میشود و تا تراز 435 متری ادامه مییابد. در قسمت تحتانی پایه این سازه به میزان 7 متر در بتن مدفون شده است. قطر این دکل در پایه 6 متر است و در نهایت به 60 سانتیمتر میرسد و به گونهای ساخته میشود که آنتنهای مختلف رادیویی و تلویزیونی روی آن نصب میشوند.
بنا به پیشبینی مشاور، دکل در دو قسمت 70 متری و 50 متری در داخل بخش مرکزی بدنه برج ساخته میشود. پس از ساخته شدن، هر بخش توسط جکهای بالابر به مکان خود منتقل میشود و در آن مکان نصب میشود.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری
چند تا سايت پيداكردم اميدوارم به دردتون بخوره:
اخبار معماري
راهنماي معماران معروف و كارهاي انها
زنان و معماري
http://library.nevada.edu/arch/rsrce/resguide/archwom.html
درباره معماري و طراحي خانه و خانه سازي
http://architecture.about.com/mbody.htmonce=true
معماران تمرينها وطرحها
http://www,alambina.com/architects.htm
تكنولوژي براي معماران
خيلي زياده ....!انشاالله در اينده بازم مي نويسم
اوليا




























«دکارت»
عشق حواس را از دیدن عیوب منع می کند.
«ارسطو»
کلمه ی غیرممکن در قاموس ابلهان پیدا می شود.
«ناپلئون»
تدبیر همیشه بر شمشیر غلبه می کند.
«ناپلئون»
تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند.
«اسکاروایلد»
پیوند عشق حقیقی حتی با مرگ هم گسیخته نمی شود چه رسد به دوری.
«ولتر»
یک پرنده ی کوچک که زیر برگها نغمه سرایی می کند ،برای اثبات خدا کافی است.
«ویکتورهوگو»
هر گهواره یک گور است.
«ویکتورهوگو»
زکیه
|
| |
ژاپنيها تخت جمشيد را با يخ ساختند
براي نخستين بار در دنيا بخشي از تخت جمشيد به همراه ريتون هخامنشي به وسيله يخ بازسازي و در فستيوال برف و يخ ساپورا ژاپن به نمايش در آمده است.

اميدوارم سياسي نشه،،، این مطلب از http://www.chn.ir/ کپی شده
اگر ایرانی هستید،و به آن علاقمندید حتما بخوانید وحیده
سازمان ملل هم بادگيرهاي ايراني را عربي خواند
|
| |
سازمان ملل متحد هم با اعراب همراه شده و بادگيرهاي يزد را نمادي عربي ميداند.
تهران_ ميراث خبر:
صنعت گردشگري_ ناميدن بادگيرهاي يزد به عنوان ميراث عربي به جوايز بينالمللي هم كشيده شده و تنديس جايزه بينالمللي دبي براي بهترينهاي برنامه اسكان بشر سازمان ملل متحد بادگيري «عربي» است.
چندي پيش يكي از كاربران خبرگزاري ميراث فرهنگي، نامهاي اينترنتي به اين رسانه ارسال كرد و در آن از ترفند جديد عربها براي تحريف تاريخ خبر داد.
«محمد انصاري» ايراني الاصل مقيم دبي در نامهاش آورده است: «عربهاي دبي مدتي است كه شروع به انتشار تفكري كردهاند كه بادگير يا برجيل (Barjeel) بخشي از ميراث و تاريخ عربي است.
زماني كه اولين گروه بستكيها(اهالي يكي از روستاهاي استان هرمزگان) به دبي مهاجرت كرد، آنها محله خود را در دبي ساختند و آن را بستكيه (Bastakiya) ناميدند. معماري كه در محله بستكيه استفاده شده كاملا ايراني است.
اين معماري برگرفته از ميراث ايراني شهر باستاني يزد است. بادگير امروزه به وفور توسط بستكيها مورد استفاده قرار گرفته و اين منطقه دبي تبديل به يك «موزه باز» براي گردشگران شده است.»
اما اين تلاش عربها به همينجا ختم نشده است. شهرداري دبي با همكاري برنامه اسكان بشر سازمان ملل متحد از سال 1996 هر سال جايزهاي را با نام «جايزه بينالمللي دبي براي بهترين برنامههايي كه سطح زندگي مردم را افزايش ميدهند» ميدهد.
اين جايزه به گروههايي داده ميشود كه بيشترين تلاش را براي ارتقاي سطح كيفي زندگي مردم انجام دادهاند. تنديس اين جايزه، بادگير ايراني است كه به عنوان نمادي از دبي داده ميشود.
هنوز يك سال از ادعاي «نشنال جيوگرافيك» در مورد «خليج عربي» نگذشته است كه عربها جريان جديدي را براي هويت بخشيدن به خود و گرفتن هويت ايراني آغاز كردهاند.
زماني كه شهر توريستي «مدينه الجميرا» در دبي با بادگيرهاي ايراني ساخته شد، ايران بايد ميدانست كه اين نقشهاي درازمدت براي ربودن گوشهاي از فرهنگ و معماري ايراني است.
بايد پيش از اينكه اين نماد از ايران گرفته شود جلوي آن را گرفت. در اين ميان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ايران نقش مهمي را بازي ميكند.
مسئولان اين سازمان به عنوان متوليان بخش گردشگري و ميراث فرهنگي بايد به دنبال يافتن راههايي براي جلوگيري از بروز چنين مشكلي باشند.
ببينيد به جاي استفاده از آسانسور ، از چي ميشه استفاده كرد
، به نظر من كه حالش خيلي زياده![]()
این دیگه واقعا آسان سور است
مزاحم
ایا این تصاویر از کارهای هنری است...!
خوب شد نمردیم و کاربرد میخ، پیچ و مداد را دیدیم.
مزاحم
این حرف رو یکی از بچه های معماری به من گفت دیدم خداییش راست میگه این چه وضعیه
بنابرین تصمیم گرفتم یه چند تا عکس توپ براتون بگذارم تازه سیاسی هم نیست (پسر یزدی)





از دانشمندان پزشكي در صحن مجلس تقدير شد ولي حداد عادل براي آنان سنگ تمام گذاشت.

حداد: حالا همه به افتخارشون ... آ... كف ...
لنكراني: آقاي دكتر ... ديگه از اين بيشتر شرمندهمون نكنين.
البته امروز مجلس كلا روز پركاري را گذراند.

ـ يه بار ديگه اگه بوي پياز داغ توي مجلس بلند بشه، مسئولش شماييد ها!

ناطق سپس افزود: خب حالا كه هيشكي براش مهم نيست من چي ميخوام بگم، اجازه بديد يه SMS توپ براتون بخونم: يه روز يه ...
كنفرانس مطبوعاتي وزيران امور خارجه هند و ايران برگزار شد.

متكي: تحت تأثير تهديدهاي آمريكا قرار نگرفتن فقط اينقدر [...](1) ميخواد كه دوستان هندي قول دادهاند فراهم كنند.
قرارداد اجراي پروژه LNG امروز بين طرف ايراني و كرهاي امضا شد.

انواع خنده: لبخند، نيشخند، ريشخند.
از جديدترين فيلم مسعود دهنمكي در جشنواره فجر استقبال شد.

ـ اصولا يه چند وقتيه به اين نتيجه رسيدم كتاب خوندن و قهوه خوردن و فيلم ساختن بهتر از شلمچه نوشتن و فشار دادنه... .
تا سردبير «بازتاب» نيامده و به خاطر انتشار تصاوير منافي عفت من را توبيخ نكرده، اين دو شهروند پمپئي ايتاليا را كه در حالات خاصي فسيل شدهاند، ببينيد.

مرد: عزيزم ... يه بار دير اومدم خونه ... شيش هزار ساله تو اين حالت نگهم داشتي ... ميشه بسه؟
پسر یزدی
یک شبنم، این است آن منی که ازسالهای دراز از نخستین روزی که به خویش چشم گشودم،بر دوش کشیده ام.
و از گرماها و سرماها و شکست ها و پیروزی ها و حضرها و شادی هاغم ها گذشتم و گذراندم و آوردم.
بعد از ان همه سالها اینک تنهای تنها و اکنون کارم سفر است و تنهاترین مسافرم.
در زیر کوله باری سنگین از این تنهایی و سفر،پشتم خم گردیده و استخوان های قلبم به درد آمده است.
و می روم و راه طولانی لحظه ها در پیش رویم تا افق کشیده شده است واز هر منزلی تا منزل دوردست دیگر لحظه ای است.
و این چنین من باید صدهزار،میلیون ها لحظه را طی کنم تا برسم به یک روز یا یک شب،روزی از روزها، شبی از شب ها، خواهم افتاد و خواهم مرد، امامی خواهم هر چه بیشتر بروم تا هر چه دورتر بیفتم .
تا هر چه دورتر بیفتم .
هر چه دیرتر و دورتر بمیرم.
نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه پیش از آنکه می توانسته ام بروم،بمانم،افتاده و جان داده باشم. دوست دارم به یاری این سفر از این منزل ازاین لحظه ها و از این خاطرات
هر چه دورتر و دیرتر بروم و بمیرم،همین...
(( دکتر علی شریعتی))

این عکس خیلی با حاله ها
پسر یزدی
آقاي احمدينژاد گفت: «تهديدات جدي نيستند، نگران ايران نيستم».

ولي من نگران جناب رئيسجمهور هستم... بابا روي ايشان را بپوشانيد، زبونم لال نچان!
(عكس از رئيسجمهور توسط سايت نزديك به ايشان منتشر شده است).
( ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه 1385)
این روز ها بازار فیلم فجر خیلی داغ است من هم برای اینکه از قافله عقب نمانیم خلاصه ای از فیلم ها را برایتان گذاشته ام تا از چند و چون انها خبر دار شوید
پسر یزدی
سوداي سيمرغ : مسابقه سينماي ايران
فیلم های بلند
باز هم سیب داری _ دست های خالی _ روز بر می آید _ آدم _ اخراجی ها
اقلیما _ سنتوری _ تک درخت ها _ قاعده بازی _ مثل یک قصه _ مصائب دوشیزه
پا برهنه در بهشت _ پارک وی _ بچه های ابدی _ رئیس _ روز سوم
آفتاب بر همه یکسان می تابد _ اتوبوس شب _ سبیل مردونه _ سنگ ، کاغذ قیچی
گوشواره_ قفل ساز _ مخمصه _ مینای شهر خاموش _ پاداش سکوت
——————————
بازهم سیب داری

ایران 1385
کارگردان : بایرام فاضلی / تهیه کننده : حمیدرضا آشتیانی پور
نویسنده فیلمنامه : بایرام فضلی
مدير فیلمبرداری : بایرام فضلی
تدوین کننده : ابراهیم سعیدی
سازنده موسیقی متن : علیرضا بابا قربان
چهره پرداز : لیلا موسوی
صدا بردار : فرشید فرجی
صداگذار : امیر حسین قاسمی
طراح صحنه و لباس : بایرام فضلی، مهتاب متعصب
جلوههای ویژه : شهاب فرضعلی، علی گراکوئی
استودیو صدا : روشنا
لابراتوار : فیلمساز
نسخه بازبینی : ۳۵ مم
90دقیقه
بازیگران : ذبیح افشار, لیلا موسوی, علی یعقوبی,
احمدرضا اکبری , مریم بوبانی, احمد نقده
خلاصه فیلم :
در یک فضای بی زمان و مکان، مردی ایلاتی به همراه زنی جوان که از یک ده جنگ زده فرار کرده سفری پر ماجرا را آغاز می کنند. آنها در این سفر به تدریج در می یابند که تمام مردم آن مناطق تحت فرمانروایی گروهی قدرتمند و سیاست پیشه به نام داس داران هستند.
——————————
دست های خالی
ایران 1385
کارگردان : ابوالقاسم طالبی / تهییه کننده : محمدرضا تخت کشیان
بازیگران : خسرو شکیبایی ، مریلا زارعی ، فاطمه گودرزی ، مسعود رایگان
خلاصه فیلم :
قصه همسر شهیدی است که می خواهد زندگی جدیدی را آغاز کند ، اما دختر او …
——————————
روز برمیآید

ایران 1385
کارگردان : بیژن میرباقری / تهیه کننده : سعید شاهسواری
نویسنده فیلمنامه : سعید شاهسواری
مدير فیلمبرداری : مهدی جعفری
تدوین کننده : سعید شاهسواری
سازنده موسیقی متن : انتخابی
چهره پرداز : الهام صالحی
صدا بردار : آرش برومند
صداگذار : مسعود بهنام
طراح صحنه و لباس : فرهاد علیزاده آهی
جلوههای ویژه : داود رسولی
استودیو صدا : بهمن
لابراتوار : فیلمساز
نسخه بازبینی : دی وی کم
110 دقیقه
بازیگران : داریوش فرهنگ, یکتا ناصر, امیر آقایی, مهران رجبی
خلاصه فیلم :
در اسفندماه ۱۳۵۷، یک زن فیلمساز که سالها پیش از انقلاب در زندان بوده، به همراه همسرش که از انقلابیون است، به قصد استراحت به نقطه ای کوهستانی سفر می کنند. در این سفر آنها با مردی آشنا می شوند که زن معتقد است بازجوی او بوده است …
——————————
آدم

ایران 1385
کارگردان : عبدالرضا کاهانی / تهیه کننده : علی واجد سمیعی
نویسنده فیلمنامه: عیدالرضا کاهانی، حسین مهکام
مدير فیلمبرداری: مسعود سلامی
تدوین کننده: عبدالرضا کاهانی
سازنده موسیقی متن: امیر واجد سمیعی
چهره پرداز: سودابه خسروی
صدا بردار: روح اله جعفر بگلو
صداگذار: روح اله جعفر بگلو، آرش قاسمی
طراح صحنه و لباس: علی وطن دوست
استودیو صدا: حوزه هنری
لابراتوار: مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی: دی وی دی
77 دقیقه
بازیگران : مهتاب کرامتی, فرشته صدرعرفایی, حامد بهداد,
مهران احمدی, مجتبی علیزاده, نعمت اله باعشی
خلاصه فیلم :
در روستایی به نام عیش آباد، ۲۰ سال است که کسی نمرده است. شغل تمام اهالی به دلیل فقدان آب نوازندگی است. شخصی به نام آدم در روستای عیش آباد حضور دارد که تفکراتِ شاد زیستنِ مردمانِ روستا، بر گرفته از روحیه اوست. اما زنی مرموز وارد روستا میشود به قصد دیدن آدم . . .
——————————
اخراجیها

ایران 1385
کارگردان : مسعود دهنمکی / تهیه کننده : حبیباله کاسهساز
نویسنده فیلمنامه: مسعود ده نمکی
مدير فیلمبرداری: حسن پویا
تدوین کننده: رضا بهار انگیز
سازنده موسیقی متن: فریدون شهبازیان
چهره پرداز: امیر اسکندری
صدا بردار: مهران ملکوتی
صداگذار: بهروز شهامت
طراح صحنه و لباس: مجید میرفخرایی، محمدرضا شجاعی
جلوه های ویژه: محمد جواد شریفی راد
استودیو صدا: نقش
لابراتوار: مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی: دی وی کم
115 دقیقه
بازیگران : کامبیز دیرباز, اکبر عبدی, امین حیایی, محمدرضا شریفینیا,
سیدجواد هاشمی, قاسم زارع ,مریلا زارعی, نیوشا ضیغی, نگار فروزنده
خلاصه فیلم :
مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او میداند. مجید تصمیم میگیرد برای اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او میشوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفتهایی وجود دارد اما باضمانت میرزا و یکی دیگر رزمندهها آنها به پادگان آموزشی میرسند.
——————————
اقلیما

ایران 1385
کارگردان : محمد مهدی عسگرپور / تهیه کننده : ناصر عنصری
نویسنده فیلمنامه: محمدرضا گوهری، محمدمهدی عسگرپور
مدير فیلمبرداری: مرتضی پورصمدی
تدوین کننده: بهرام دهقانی
سازنده موسیقی متن: محمدرضا علیقلی
چهره پرداز: علی عابدینی
صدا بردار: عباس رستگارپور
صداگذار: مسعود بهنام
طراح صحنه و لباس: علی عابدینی
جلوه های ویژه: محسن روزبهانی
استودیو صدا: بهمن
لابراتوار: صدا و سیما
نسخه بازبینی: دی وی دی
100 دقیقه
بازیگران : حسین یاری, پانته آ بهرام, احمد مهران فر ,
شاهرخ فروتنیان , احسان امانی, فرناز رهنما
خلاصه فیلم : زندگی مرفه و آرام سارا و عماد، با بستری شدن عماد در بیمارستان به علت ناراحتی قلبی، از آرامش و سکون خارج میشود. از یک سو دغدغه بیماری عماد و از سوی دیگر اتفاقات عجیب و غریبی که در بیمارستان و به ویژه در خانه برای سارا میافتد، آرامش روحی و روانی سارا را بهم میریزد. در این میان سارا حس میکند علاوه بر موجود غریبی که زندگی و آرامش او را دگرگون کرده، موجود دیگری در درونش در حال شکلگیری است
——————————
سنتوری

ایران 1385
کارگردان : داریوش مهرجویی / تهیه کننده : فرامرز فرازمند، داریوش مهرجویی
نویسنده فیلمنامه : داریوش مهرجویی، وحید محمدی فر
مدير فیلمبرداری : تورج منصوری
تدوین کننده : مهندی حسینی وند
سازنده موسیقی متن : اردلان کامکار، م . چاووشی
چهره پرداز : پرستو معینی، فرید معیری
صدا بردار : ایرج شهرزادی
صداگذار : ایرج شهرزادی، علیرضا علویان
طراح صحنه و لباس : داریوش مهرجویی، بهارک کشایی، م.شریفی نیا
جلوههای ویژه : عباس شوقی
استودیو صدا : اندیشه
لابراتوار : فیلمساز
نسخه بازبینی : ۳۵ م.م
103 دقیقه
بازیگران : بهرام رادان, گلشیفته فراهانی, مسعود رایگان,
رویا تیموریان, مائده طهماسبی, نادر سلیمانی, مهیار پورحسابی
خلاصه فیلم :
علی نوازنده چیره دست سنتور و خواننده محبوب جوانان ناگهان در اوج شهرت و موفقیت افسار زندگی را از دست می دهد و به بیراهه می رود. او می گوید همة بدبختی ها از وقتی شروع شد که عشق بزرگ زندگیم، هانیه مرا ترک کرد اما هانیه زمانی می رود که علی مدتهاست در بند اعتیاد خانمانسوز خود گرفتار است . . .
——————————
تک درخت ها

ایران 1385
کارگردان : سعید ابراهیمیفر / تهیه کننده : شرکت وراهنر
نویسنده فیلمنامه: سعید ابراهیمی فر، هوشنگ مرادی کرمانی
مدير فیلمبرداری: همایون پای ور
تدوین کننده: ژیلا ایپکچی
سازنده موسیقی متن: سعید شهرام
چهره پرداز: حسین چراغچی، هنگامه محسنی
صدا بردار: مازیار شیخ محبوبی
صداگذار: فریدون خوشابافرد
طراح صحنه و لباس: امید محیط
استودیو صدا: مرکزی
لابراتوار: فیلمساز
نسخه بازبینی: دی وی دی
87 دقیقه
بازیگران : سعید پورصمیمی, مهدی احمدی, پریوش نظریه, سعید قرائی, پونه کاربخش
خلاصه فیلم :
آقای روشن شاعر پیر و گمنام شهر کرمان است. ایرج پسر او پس از سالها از فرانسه به دیدار پدر و خواهرش فخری میآید. ایرج با دوربین ویدئویی خود ابتدا باعث اذیت آقای روشن میشود ولی بعداً آقای روشن از طریق دوربین ویدئویی ایرج برای نوههای خود در خارج پیام میفرستد. آقای روشن پشت تریبون شب شعر در حضور خانوادهاش اعترافاتی میکند و فردا صبح میمیرد. ایرج و فخری برای اثبات هنرمند بودن وی جهت دفن در قطعه هنرمندان به ادارات مختلف میروند. ایرج خسته و دگرگون به فرانسه بازمیگردد.
——————————
قاعده بازی
ایران 1385
کارگردان : احمدرضا معتمدی / تهیه کننده : احمدرضا معتمدی
نویسنده فیلمنامه : احمدرضا معتمدي
مدير فیلمبرداری : فرجاله حيدري
تدوین کننده : مصطفي خرقهپوش
سازنده موسیقی متن : حيدر ساجدي
چهره پرداز : مهرداد ميركياني
صدا بردار : يداله نجفي
صداگذار : محمد دلپاك
طراح صحنه و لباس : احمدرضا معتمدي
جلوههای ویژه : بهمن روزبهانی، علاءالدین پژهان
استودیو صدا : روشنا
لابراتوار : صدا و سيما
نسخه بازبینی : دی وی دی
120 دقیقه
بازیگران : داريوش ارجمند, جمشيد هاشمپور, سعيد پورصميمي,
اكبر عبدي, حميد لولايي, عليرضا خمسه , محسن قاضي مرادي ,
گوهر خيرانديش, الناز شاکردوست, ژاله صامتي , مهتاج نجومي ,
فريده سپاه منصور, انوشيروان ارجمند, شهرام قائدي, مهران رجبي,
مريم سعادت, هوشنگ حريرچيان, داوود منفرد, كيومرث ملكمطيعي
خلاصه فیلم :
دو گروه دارا و ندار بر سر يك ميراث كشف شده به جنگ و ستيز ميپردازند
——————————
مثل یک قصه

ایران 1385
کارگردان : خسرو سینایی / تهیه کننده : سعيد سعدي
نویسنده فیلمنامه : خسرو سينايي
مدير فیلمبرداری : مرتضي پورصمدي
تدوین کننده : خسرو سينايي
سازنده موسیقی متن : خسرو سينايي
چهره پرداز : مهري شيرازي
صدا بردار : محمد قمي
صداگذار : علي حسيني
طراح صحنه و لباس : عباس بلوندي
جلوههای ویژه : محسن روزبهاني
استودیو صدا : تك فيلم
لابراتوار : مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی: وی اچ اس
بازیگران : سليمه رنگزن, غلامرضا اميري, سعد ادهم,
احمد افضلي, مجتبي اسوديان, امير دشتيان
خلاصه فیلم :
در آغاز تجاوز عراق به ايران، يك افسر مجروح و دو سرباز جوان عراقي راه گم ميكنند و در داخل خاك ايران به دنبال سرپناهي ميگردند. كلبهاي را مييابند كه در آن پيرمردي كه خادم يك امامزاده است با همسر و نوهاش زندگي ميكنند. پسر پيرمرد به جبهه رفته است. سه عراقي به داخل كلبه ميروند. افسر عراقي با پيرمرد ميزبان و نوهاش رفتاري بسيار نامتعادل و خشن دارد، اما يكي از سربازهاي عراقي معقتد است كه جنگ جنگ است اما خارج از ميدان جنگ ميتوان رفتاري انساني داشت. ميان سرباز جوان و نوة نوجوان پيرمرد دوستي ناگفتهاي شكل ميگیرد . . .
——————————
مصائب دوشیزه
ایران 1385
کارگردان : مسعود اطیابی / تهیه کننده : سيد غلامرضا موسوي
نویسنده فیلمنامه : احمد رفيعزاده
مدير فیلمبرداری : حسن كريمي
تدوین کننده : حسن ايوبي
سازنده موسیقی متن : ناصر چشمآذر
چهره پرداز : محسن ملكي
صدا بردار : عباس رستگارپور
صداگذار : محسن روشن
طراح صحنه و لباس : فرامرز بادرامپور
جلوههای ویژه : عباس شوقي
لابراتوار : صدا و سيما
نسخه بازبینی : وی اچ اس
80 دقیقه
بازیگران : بهنوش طباطبايي, مهدي پاكدل, پوريا پورسرخ, بهزاد فراهاني,
جمشيد شاهمحمدي, فهيمه رحيمينيا, مهسا كرامتي
خلاصه فیلم :
ژانت دختر مسيحي در آستانه ازدواج با آندره قرار دارد، اما تقابل تفكرات او با پدرش و همزماني آن با يك سانحه رانندگي، زندگي او را به مسيري تازهای ميكشاند
——————————
پابرهنه در بهشت

ایران 1385
کارگردان : بهرام توکلی / تهیه کننده : حبیباله کاسهساز
نویسنده فیلمنامه: کیومرث پوراحمد، حبیب احمدزاده
مدير فیلمبرداری: مهدی جعفری
تدوین کننده: کیومرث پوراحمد، بهرام دهقانی
سازنده موسیقی متن: فردین خلعت بری
چهره پرداز: مهری شیرازی
صدا بردار: محمد مختاری
صداگذار: مسعود بهنام
طراح صحنه و لباس: علی مربی، حمید قدیریان
جلوه های ویژه: محسن روزبهانی
استودیو صدا: بهمن
لابراتوار: صدا و سیما
نسخه بازبینی: وی اچ اس
83 دقیقه
بازیگران : امین تارخ, افشین هاشمی, سیروس همتی,
امیر کاوه آهنجان, مرضیه وفامهر, نگار جواهریان
خلاصه فیلم :
یحیی، روحانی جوانی است که محلی نامتعارف را برای ادامه خدمتش انتخاب میکند : قرنطینه بیماران لاعلاجی که علاوه بر درگیریهای جسمی، دغدغههای شدید و بی پاسخ ذهنی دارند. یحیی در کنار آنها زندگی می کند و خود به عنوان روحانی چیزهای بسیاری یاد میگیرد و احساس میکند زندگی او به عنوان یک روحانی واقعی از روز حضورش در آن قرنطینه شروع شده است.
——————————
پارک وی

ایران 1385
کارگردان : فریدون جیرانی / تهیه کننده : سید غلامرضا موسوی
نویسنده فیلمنامه: فریدون جیرانی
مدير فیلمبرداری: فرج حیدری
تدوین کننده: بهرام دهقانی
سازنده موسیقی متن: آریا عظیمی نژاد
چهره پرداز: سودابه خسروی
صدا بردار: اصغر شاهوردی
صداگذار: حسین ابوالصدق، مسعود بهنام
طراح صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی
استودیو صدا: بهمن
لابراتوار: صدا و سیما
نسخه بازبینی: وی اچ اس
100دقیقه
بازیگران : نیما شاهرخشاهی, رضا آزادی ور, بیتا فرهی, محمدرضا شریفی نیا,
نیوشا ضیغمی , آناهیتا نعمتي ,مائده طهماسبی
خلاصه فیلم :
پل پارک وی تهران برای کامیار هدایت تنها یک بزرگراه نیست، بلکه پلی است به سوی رها و روانبخشی، پلی که فکری کند با حرکت خلاف جهت روی آن به قصه ی عشق می رسد، اما نمی داند که سرانجام این قصه لالایی نیست . . .
——————————
بچه های ابدی

ایران 1385
کارگردان : پوران درخشنده / تهیه کننده : پوران درخشنده
نویسنده فیلمنامه: پوران درخشنده
مدير فیلمبرداری: حسین جعفریان
تدوین کننده: داوود یوسفیان
سازنده موسیقی متن: کامبیز روشن روان
چهره پرداز: مهری شیرازی
صدا بردار: یداله نجفی
صداگذار: امیر حسین قاسمی
طراح صحنه و لباس: بهزاد کزازی
استودیو صدا: روشنا
لابراتوار: مرکز خدمات صنایع فیلم ایران، فیلمساز
نسخه بازبینی: وی اچ اس
118 دقیقه
بازیگران : شهاب حسینی ,الهام حمیدی ,هادی مرزبان,آهو خردمند,
پانته آ بهرام, مهدی میامی , فلور نظری , علی احمدی فرد
خلاصه فیلم :
در آستانه ازدواج با سعید در می یابد که او تعهدی در زندگی اش دارد که نمی تواند آن را به خاطر ازدواج نادیده بگیرد. نگار دچار تردید میشود که آیا به سعید حق دهد و آینده زندگی مشترکشان را با نفر سوم تقسیم کند یا . . .
——————————
رئیس

ایران 1385
کارگردان : مسعود کیمیایی / تهیه کننده : مسعود کیمیایی
نویسنده فیلمنامه: مسعود کیمیایی
مدير فیلمبرداری: علیرضا زرین دست، اکبر ناظمی
تدوین کننده: مصطفی خرقه پوش
سازنده موسیقی متن: فرزین قره گوزلو
چهره پرداز: عاطفه رضوی
صدا بردار: اسحق خانزادی
صداگذار: اسحق خانزادی
طراح صحنه و لباس: کیوان مقدم
جلوه های ویژه: اصغر پورهاجریان
استودیو صدا: مطیر
لابراتوار: مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی: دی وی دی
110 دقیقه
بازیگران : فرامرز قریبیان, امین تارخ , پولاد کیمیایی, مهناز افشار, لعیا زنگنه, داریوش ارجمند
خلاصه فیلم :
رضا برای پسرش سیامک که در قعر سیاهی و تباهی است، وارد ایران میشود. رضا از گذشته یک رفیق دارد که پلیس است. پسرش را می خواهد. رئیس، پخش کننده، کثیف و پر از دلیل است. سیامک دختری معتاد را عاشق شده و هر دو از دایره رئیس بیرون آمدهاند. اما رئیس خود دایره خود را میسازد. اجازه او صادر نشده است. همه چیز بهم میریزد
——————————
روز سوم
ایران 1385
کارگردان : محمدحسین لطیفی / تهیه کننده : علیرضا جلالی
نویسنده فیلمنامه: مهدی سجاده چی
مدير فیلمبرداری: ابراهیم غفوری
تدوین کننده: کاوه حمیدی ایمانی
سازنده موسیقی متن: علیرضا کهن دیری
چهره پرداز: علی سامخواه
صدا بردار: بهروز معاونیان
صداگذار: حسین مهدوی
طراح صحنه و لباس: محسن نوروزی
جلوه های ویژه: محسن روزبهانی
استودیو صدا: رسانه پویا
لابراتوار: فیلمساز
نسخه بازبینی: دی وی دی
90 دقیقه
بازیگران : پوریا پورسرخ ، باران کوثری، حامد بهداد، برزو ارجمند، مجید یاسر، مهدی صبائی
خلاصه فیلم :
روز سوم، روایت آخرین روزهای مقاومت در بخش غربی خرمشهر در سال ۱۳۵۹ است. سمیره و رضا، خواهر و برادری که همراه سایر مردم در حال مقاومت از هستند. در شرایطی سمیره، در حلقه دشمن می ماند و رضا و همرزمانش تلاش می کنند تا او را از چنگال دشمن رها کنند
——————————
آفتاب بر همه یکسان می تابد

ایران 1385
کارگردان : عباس رافعی / تهیه کننده : عباس رافعی
نویسنده فیلمنامه: عباس رافعی
مدير فیلمبرداری: حسن کریمی
تدوین کننده: محمدرضا موئینی
سازنده موسیقی متن: کارن همایونفر
چهره پرداز: محمدرضا قومی
صدا بردار: بهروز معاونیان
صداگذار: بهروز معاونیان
طراح صحنه و لباس: سیامک احصایی
استودیو صدا: رسانه فروغ
لابراتوار: مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی: وی اچ اس
90 دقیقه
بازیگران : مریلا زارعی ,لاله اسکندری ,احمد مهرانفر , کارن گاوانیان , سیامک احصایی
خلاصه فیلم :
ژانت در پی درخواست دوست دیرینهاش نگار از اصفهان به تهران میآید تا رضا شوهر مجروح نگار را از بیمارستان بربایند که این امر سفر دیگری را برای هر سه رقم میزند
——————————
اتوبوس شب

ایران 1385
کارگردان : کیومرث پوراحمد / تهیه کننده : مهدی همایونفر
نویسنده فیلمنامه: کیومرث پوراحمد، حبیب احمدزاده
مدير فیلمبرداری: مهدی جعفری
تدوین کننده: کیومرث پوراحمد، بهرام دهقانی
سازنده موسیقی متن: فردین خلعت بری
چهره پرداز: مهری شیرازی
صدا بردار: محمد مختاری
صداگذار: مسعود بهنام
طراح صحنه و لباس: علی مربی، حمید قدیریان
جلوه های ویژه: محسن روزبهانی
استودیو صدا: بهمن
لابراتوار: صدا و سیما
نسخه بازبینی: وی اچ اس
90دقیقه
بازیگران : خسرو شکیبایی, محمدرضا فروتن, کوروش سلیمانی, امیر زند, مهرداد صدیقیان, احمد کاوری
خلاصه فیلم :
نوجوان رزمندهای باید به تنهایی چندین اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند که در این کار با مشکلات مواجه میشود
——————————
سبیل مردونه

ایران 1385
کارگردان : جواد اردکانی / تهیه کننده : محسن علی اکبری
نویسنده فیلمنامه: جواد اردکانی
مدير فیلمبرداری: محمد علیقلی
تدوین کننده: نازنین مفخم
سازنده موسیقی متن: ناصر شکرائی
چهره پرداز: محسن ملکی
صدا بردار: مهران ملکوتی
صداگذار: سید محمود موسوی نژاد
طراح صحنه و لباس: مهدی دیلمی
استودیو صدا: اندیشه
لابراتوار: مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی: دی وی دی
90دقیقه
بازیگران : فاطمه شاکر, بهرام ارازلی, شعبانعلی کمالی, ابوالفضل سیاح, فرزانه مروتی, علی اکبر بنازاده
خلاصه فیلم :
خان عمو مردی مسن و عقب مانده ذهنی است. او به همراه معصومه، برادرزادهی شش سالهاش میخواهد علیرغم مخالفت بزرگترهای خانواده، دوچرخهای بخرد تا به آرزوی دیرینهاش برسد. آنها برای تهیه پول به هر دری میزنند تا . . .
——————————
سنگ ، کاغذ قیچی

ایران 1385
کارگردان : سعید سهیلی / تهیه کننده : حمید اعتباریان
نویسنده فیلمنامه: سعید سهیلی
مدير فیلمبرداری: علیرضا زرین دست
تدوین کننده: حسن ایوبی
سازنده موسیقی متن: ستار اورکی
چهره پرداز: رضا رادمنش
صدا بردار: محمود سماک باشی
صداگذار: علیرضا حسینی
طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی
جلوه های ویژه: محسن روزبهانی
استودیو صدا: تک فیلم
لابراتوار: مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی: دی وی دی
103دقیقه
بازیگران : امین حیایی, اندیشه فولادوند, شهرام حقیقت دوست,
رامتین خداپناهی, نیلوفر خوش خلق, جمشید هاشم پور
خلاصه فیلم :
جهان که بر اساس توطئه محسن زندانی شده، پس از دو سال آزاد می شود و به دنبال نامزدش میگردد. دوستانش بلایی را که توسط محسن بر سر نامزدش آمده پنهان نگه می دارد. ولی جهان پس از آگاهی از حقیقت به کمک دوستش محمود و نامزد وی تصمیم به انتقام و سرقت از کارخانه میگیرند و . . .
——————————
گوشواره

ایران 1385
کارگردان : وحید موسائیان / تهیه کننده : روحاله برادري
نویسنده فیلمنامه : هوشنگ مرادي كرماني
مدير فیلمبرداری : شهريار اسدي
تدوین کننده : حسن ايوبي
سازنده موسیقی متن : فريدون شهبازيان
چهره پرداز : سعيد ملكان
صدا بردار : محمد شاهوردي
صداگذار : محسن روشن
طراح صحنه و لباس : ژيلا مهرجويي
جلوههای ویژه : داوود رسولیان
استودیو صدا : روشن
لابراتوار : مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی : ۳۵ م.م
85 دقیقه
بازیگران : اكبر عبدي, مسعود رايگان, رويا تيموريان, پريسا پورقاسمي يزدي,
ترانه مهديبهشت, آنه يا شهبازيان
خلاصه فیلم :
مهين، دختري فقير، گرانترين هديه ی تولد را براي دوستش مهتاب ميخرد اما با واقعيتهايي روبرو ميشود . . .
——————————
قفل ساز

ایران 1385
کارگردان : غلامرضا رمضانی / تهیه کننده : حسن آقاكريمي
نویسنده فیلمنامه : غلامرضا رمضاني
مدير فیلمبرداری : حسين جعفريان
تدوین کننده : رضا شيرواني
سازنده موسیقی متن :
چهره پرداز : علي صديقي
صدا بردار : بهمن اردلان
صداگذار : بهمن اردلان
طراح صحنه و لباس : بهزاد كزازي
استودیو صدا : حوزه هنري
لابراتوار : مركز خدمات صنايع فيلم ايران
نسخه بازبینی : وی اچ اس
76 دقیقه
بازیگران : محمد نظري , فاطمه خدادادي, امين محمدي, پروين عبدلي, مختار رسولي, رامش كاووسي
خلاصه فیلم :
قاسم (قفل ساز) در كمال ناباوري دستگير و روانه بازداشتگاه ميشود. محمد پسر نوجوان قاسم در دستگيري پدر بيتقصير نيست. خواهر محمد و خانواده او را تحت فشار قرار ميدهند تا پدرش را آزاد كند. محمد كه بر سر دو راهي مانده در عين حال ميبايد وظايف محولة محل كار پدرش را نيز انجام دهد
——————————
مخمصه

ایران 1385
کارگردان : محمدعلی سجادی / تهیه کننده : منوچهر شاهسواري
نویسنده فیلمنامه : محمدعلي سجادي
مدير فیلمبرداری : حسين ملكي
تدوین کننده : محمدعلي سجادي
سازنده موسیقی متن : سعيد شهرام
چهره پرداز : محسن ملكي
صدا بردار : ناصر شكوهينيا
صداگذار : مسعود بهنام
طراح صحنه و لباس : كيوان مقدم
جلوههای ویژه : داوود رسوليان، اميررضا معتمدي، پيمان ابدي
استودیو صدا : بهمن
لابراتوار : مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی : دی وی کم
100 دقیقه
بازیگران : مسعود رايگان, شهرام حقيقت دوست, مهدي پاكدل,
لاله اسكندري, مريم كاوياني, ثريا قاسمي, فرهاد قائميان, فرهاد بشارتي, اميررضا دلاوري
خلاصه فیلم :
سروان رضا شميراني و همكارانش درگير سرقتهايي غيرمتعارف ميشوند. امير دلاوری سارقی است که تبحر خاصي در سرقت و روابط ويژهاي با زير دستانش دارد. فيلم قصه آمد و شد و تعقيب و گريز سروان رضا شميراني و امير دلاوري است
——————————
مینای شهر خاموش

ایران 1385
کارگردان : امیر شهاب رضویان / تهیه کننده : امیر شهاب رضویان
نویسنده فیلمنامه : امیرشهاب رضویان، آرمین هوفمان، محمد فرخمنش
مدير فیلمبرداری : داریوش عیاری، محمدرضا سکوت، کلاوس بوش دمانتوس
تدوین کننده : فرامرز هوتهم
سازنده موسیقی متن : داریوش تقیپور
چهره پرداز : محمد قومی، کریستین مهیر
صدا بردار : یداله نجفی
صداگذار : سید محمود موسوی نژاد
طراح صحنه و لباس : مهرداد زاهدیان
استودیو صدا : میلاد
لابراتوار : مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی : دی وی دی
120 دقیقه
بازیگران : عزتاله انتظامی, شهباز نوشیر, صابر ابر, مهران رجبی, رویا جاویدنیا, مریم مسچیان
خلاصه فیلم :
دکتر بهمن پارسا، پس از سی و سه سال از آلمان به ایران بر میگردد. با یکی از دوستان قدیمی پدرش (پیرمردی به نام قناتی)، به زادگاهشان (بم) میروند. دکتر پارسا در پی یافتن عشق گمشده اش، مینا در بم می گردد و رابطه اش تدریجاً با قناتی عمیقتر میشود
——————————
پاداش سکوت

ایران 1385
کارگردان : مازیار میری / تهیه کننده : محسن علی اکبری
نویسنده فیلمنامه: فرهاد توحیدی
مدير فیلمبرداری: بهرام بدخشانی
تدوین کننده: بهرام دهقانی
سازنده موسیقی متن: پیمان یزدانیان
چهره پرداز: مهرداد میرکیانی
صدا بردار: مهران ملکوتی
صداگذار: حسین مهدوی
طراح صحنه و لباس: امیر اثباتی
جلوه های ویژه: علاء الدین پژهان
استودیو صدا: رسانه پویا
لابراتوار: مرکز خدمات صنایع فیلم ایران
نسخه بازبینی: دی وی دی
90 دقیقه
بازیگران : پرویز پرستویی, رضا کیانیان, جعفر والی, فرهاد اصلانی, مهتاب کرامتی, مهدی صفوی
خلاصه فیلم :
خیلیها به خاطر ما شهید شدندهاند تا ما زندگی کنیم. غیر از اسم تابلوی کوچه تون چندتا دیگه از اون آدمها را بخاطر دارید؟ یحیی یه دونه از اون اسمهاست












پسریزدی
سلام
میدونم شعری که برای شما نوشتم طولانیه ولی خواهش میکنم تا آخر بخونید
و نظرتون و در مورد این شعر بهم بگید
خواب مرده
خواب دیدم خواب اینکه مرده ام خواب دیدم خسته و افسرده ام
روی من خروار ها از خاک بود وای قبرم چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود غرق وحشت.سوت و کور و تنگ بود
ناله میکردم ولیکن بی جواب تشنه بودم تشنه ی یک جرعه آب
خسته بودم.هیچکس یارم نشد زان میان یک تن خریدارم نشد
هرکه آمد پیش حرفی راند و رفت سوره ی حمدی برایم خواندو رفت
نه شفیعی.نه رفیقی. نه کسی ترس بودو وحشت و دلواپسی
آمدند از راه نزدم دو ملک تیره شد در پیش چشمانم فلک
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست؟ آن یکی فریاد زد رب تو کیست؟
ای گنه کار سیه دل بسته پر نام اربابان خود یک یک ببر
در میان عمر خود کن جستجو کارهای نیک و زشتت را بگو
گفت با من عمر خود کردی تباه نامه ی اعمال تو گشته سیاه
ما که ماموران حق داوریم نک تورا سوی جهنم میبریم
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود دست و پایم بسته و زنجیر بود
نا امید از هر کجا و دل فکار میکشیدندم به زحمت سوی نار
ناگهان الطاف حق آغاز شد از جنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان نور پیشانیش فوق کهکشان
چشم هایش زندگانی میسرود درد را از قلب آدم می زدود
گیسوانش شط پر جوش و خروش در رکابش قدسیان حلقه به گوش
برسرش دستمال سبزی بسته بود بر دلم مهرش عجیب افتاده بود
دو ملک سر را به زیر انداختند بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشند این زمزمه آمده اینجا حسین فاطمه
سوی من آمد مرا شرمنده کرد مهربانانه به سویش خنده کرد
گفت آزادش کنید این بنده را خانه آبادش کنید این بنده را
اینکه اینجا این چنین تنها شده کام او با تربت من وا شده
مادرش اورا به عشقم زاده است گریه کرده.بعد شیرش داده است
اینکه میبینید در شور است و شین ذکر لالایی ولائیش حسین
با ادب در مجلس ما مینشست او به عشق من سر خود را شکست
سینه چاک آل زهرا بوده است چای ریز مجلس ما بوده است
اسم من رازو نیازش بوده است خاک من مهر نمازش بوده است
پرچم من را به دوشش میکشید پا برهنه در عزایم میدوید
بارها لعن امیه کرده است خویش را نذر رقیه کرده است
قد عباسم به تن کرده کفن روز تاسوعا شده سقای من
هر چه باشد او برایم بنده است او بسوزد صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود باعث خوشحالی اعدا شود
در قیامت عطرو پویش میدهم پیش مردم آبرویش میدهم
باز بالاتر به روز سرنوشت میشود همسایه ی من در بهشت
|
|









بحث کسب معرفت و دشمن شناسی از جمله شباهتهای ماه محرم با شهرالله است. در ماه رمضان اعلام می شود که دست و پای شیطان بسته شده تا مومنین دشمن خود را یشناسند و خود را کنترل نمایند تا با عبادت و اطاعت به حیات برسند. در ماه محرم هم همین مطلب برقرار است اما اینجا دیگر دست و پای شیطان بسته نیست چون مومنین دشمن خود را شناخته اند.
در ماه مبارک رمضان دستور عشقی براین است که از تشنگی کشیدن در اوقات روزه داری یاد تشنگی قیامت بیفتید. عاشق در ماه محرم وقتی تشنگی می کشد یاد تشنگی و قیامتی می افتد که در خیمه های اباعبدالله(ع) برپا بود و بیشتر یاد طفل شش ماهه رباب می افتد.
در ماه مبارک رمضان دستور بر این است که اگر روزه دار از تشنگی جانش به خطر افتاد می تواند به اندازه ای که از مردن نجات پیدا کند به مقدار کمی آب بخورد اما در ماه محرم بچه هم که می خواهد آب بخورد به آب نگاه می کند و می دهد به دیگری. بارها دیده ایم که طفل کم سن و سال لباس سقایی پوشیده است و کاسه آبی هم دستش است دیده ایم که آن طفل وسط دسته عزاداری آب به دست مردم می دهد شاید آن طفل خودش تشنه باشد ولی آب را به دست مردم می رساند پس فرق بین این عشقبازی با آن تکلیف را دیدیم. آنها تکلیف بود اما اینها ایثار است.
ضیافت الحسین(ع) به قدری زیباست که لایوصف است . یکی از آن زیبایی ها این است که در این ماه اگر کسی بخواهد با خداوند آشتی کند خداوند زودتر با او آشتی می کند . چرا؟ این به معنای ساده و عامیانه یعنی اینکه تا اراده می کنی با خدا آشتی کنی خداوند زودتر تورا در بغل می گیرد آن هم به خاطر امام حسین (ع) . وقتی پای امام حسین (ع) در میان باشد تمام سببها می شود حسین(ع).
هرکس به اندازه ای که از محرم می فهمد از آن بهره می برد. تمام نمره ها را بعد از مرگ می دهند. بعد از مرگ مشخص می شود که چه کسی نوکر سیدالشهدا (ع) بوده است و چه کسی نوکر نفسش بوده است. برای امام حسین خرج کنید تا برایتان خارج کنند.
دعوتی که در ماه محرم صورت گرفته است یک دعوت همگانی است دیگر دین و مذهب را نگاه نمی کنند مسلمان،ارمنی، کلیمی،بودایی .... را دعوت کرده اند. همه را دعوت کرده اند.*
باید سعی کنیم در مسیر عاشورا بمانیم . خیلی افراد تا روز عاشورا دنبال دسته جات حرکت می کنند غذا می خورند غذا می دهند و برای امام حسین(ع) وقت می گذارند اما صبح روز یازدهم محرم برای آنها تمام می شود. امام حسین (ع) تمام می شود . دوباره همین دنیا و همان شکل. روز عاشورا برای بعضی ها مثل سالگرد امواتشان است.
!! GROUP ZERO
Opened ![]()