بابا دست از سرمون بر دارید بگذارید هرچی میخواهیم و هر چه دوست داریم در این وبلاگ بگذاریم.
وحالا این شماواین ( مطالب تقریبا بی ربط نه شاید با ربط آخه همه چیز که به معماری ربط داره )حیوانات فلزی
مجموعه مرکز ارتباطات بینالمللی تهران یادمان شامل چهار بخش اصلی، برج مخابراتی - تلویزیونی، مرکز همایشهای بینالمللی، هتل پنج ستاره بینالمللی و مرکز تجارت جهانی است. این بخشها به گونهای پیشبینی شدهاند که هر یک علاوه بر کاربریهای خاص خود از امکانات دیگر بخشها نیز بهره ببرند.
در یک نگاه کلی علاوه بر تسهیل در ارتباطات و تبادل اطلاعات، کاربریهای این مجموعه را میتوان در کاربریهای مخابراتی - تلویزیونی، اقتصادی - بازرگانی، فرهنگی - هنری و اداره خدماتی دستهبندی کرد.
پس از بررسیهای لازم از میان 17 نقطه شهر تهران سرانجام تپههای کوی نصر که در میان بزرگراههای شمال غرب تهران واقع است، به عنوان محل اجرای مجموعه انتخاب شد.
برج میلاد:
این برج با 435 متر ارتفاع پس از برج سی ان تورنتو کانادا با 3/553 متر ارتفاع، برج مسکو با 3/533 متر ارتفاع و برج شانگهای چین با 500 متر ارتفاع در مکان چهارم برجهای مخابراتی جهان قرار دارد. این برج از پنج قسمت اصلی شامل: شالوده، ساختمان پای برج (لابی)، بدنه اصلی برج، سازه رأس و دکل تشکیل شده است. ساختمان راس آن یکی از بزرگترین ساختمانهای راس در برجهای مخابراتی دنیاست.
از میان طرحهای متعدد پیشنهادی برای معماری برج، سرانجام طرحی برگزیده شد که با معماری ایرانی و اسلامی همخوانی بیشتری داشته باشد و بتواند پیروزی میان سنتهای دیرین و فناوری نوین معماری ایجاد کرده و تمدن اصیل ایرانی - اسلامی را به جهانیان عرضه دارد.
مشخصات قسمتهای مختلف برج:
قسمت اول، شامل پی و سازه انتقالی است که زیر سطح زمین و از تراز 00/14_ متر تا تراز 00/0 ± برج میشود. پی برج یک پی گسترده دایرهای شکل به قطر 66 متر و ضخامت متوسط 4 متر است و در محیط آن کابلهای پسکشیدگی، کار گذاشته شده است.
سازه انتقالی به ارتفاع 15 متر شکلی شبیه به هرم ناقص دارد و شامل یک هسته مرکزی توپر و 8 دیوار مایل پشت بنددار است. به منظور تعیین رفتار پی و شناخت نیروها و تنشهای موجود در آن، ابزار دقیقی مانند تنش سنج و کرنش سنج در نقاط مختلف آن تعبیه شده است. حجم بتنریزی پی و سازه انتقالی تقریبا 21000 مترمکعب است.
قسمت دوم ساختمان پای برج است که 6 طبقه دارد و تا تراز 4/28 + متری ساخته میشود. این ساختمان به طور عمده شامل فضاهای تاسیساتی، اداری، خدماتی، هنری، تفریحی و مراکز خرید است و مساحت طبقات آن در مجموع به حدود 15000 متر مربع میرسد.
قسمت سوم، بدنه اصلی برج است که سازهای از جنس بتن مسلح دارد و از تراز 00/0 ±، تا 315+ متر امتداد مییابد. شکل کلی آن عبارت است از یک هشت ضعلی مرکزی به همراه تعدادی دیوار داخلی و چهار باله ذوزنقهای شکل که به آن متصل میشود. بزرگترین قطر بدنه در تراز 00/0±؛ 28 متر است که با افزایش ارتفاع به تدریج کاهش مییابد و در تراز 240 متر، به حدود 5/16 متر میرسد و تا تراز 302 متر امتداد مییابد. در ضمن ضخامت دیوارها هم متغیر است و با افزایش ارتفاع، کاهش مییابد.
در داخل سه حفره بدنه اصلی برج، 6 آسانسور 21 نفره با سرعت 7 متر در ثانیه نصب میشود و حفره چهارم نیز به پله اضطراری اختصاص دارد و همزمان با ساخت بدنه، قطعات آن نیز نصب شده است.
در بدنه اصلی برج علاوه بر آرماتورهای A3 از آرماتورهای خاص نیز استفاده میشود. این آرماتورهای خاص با بست مکانیکی به هم متصل میشوند و در چهار باله بدنه تا تراز 240 متری مورد استفاده قرار میگیرند.
عیار بتن مصرفی در بدنه برج 420 کیلوگرم بر مترمکعب است و مقاومت 28 روزه آن 350 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع تعیین شده است.
سیمان مصرفی سیمان نوع II و مواد افزودنی بتن شامل فوق روانکننده، دیرگیر کننده و هوازاست. بتن مصرفی دری بچینگهای مجاور برج ساخته میشود و پس از آن که با میکسر به پای بدنه آورده شد در زمانی حدود 5 دقیقه توسط ویچ به محل تخلیه در بالای قالب حمل میشود. دو آزمایشگاه مستقل کیفیت مصالح و بتن را به طور مرتب بررسی کرده و گزارش میدهند.
بدنه اصلی برج با روش قالب لغزان اجرا میشود. این روش برای ساخت سازههای بلند بتنی بسیار مناسب است و سرعت اجرا را به حدود 4 متر در هر شبانهروز میرساند. حرکت قالب و به تبع آن، آرماتوربندی - بتنریزی و دیگر عملیات اجرایی به طور پیوسته است و توقف جز در موارد از پیش طراحی شده، امکانپذیر نیست.
قالب لغزنده موجود در بدنه اصلی برج با توجه به پیچیدگیهای خاص آن طراحی و پس از ساخت بعضی قطعات آن در داخل کشور در پاییز سال 1377 نصب شد. مجموعه قالب از سه عرشه کاری تشکیل شده است.
عرشه فوقانی که بتنریزی و هدایت قالب در آن انجام میشود.
عرشه میانی که مخصوص آرماتوربندی و ویبره زدن بتن است و عرشه آویزان که نگهداری، عملآوری و ترمیم احتمالی بتن در آن صورت میگیرد. بدنه اصلی برج از تراز 00/0± تا 315+ متر طی 9 مرحله کاری انجام شد و تمام حجم بتنریزی آن حدود 31000 مترمکعب است.
مراحل اجرا
نخستین مرحله اجرا در تاریخ 12 دی ماه سال 1377 آغاز شد. پس از پایان این مرحله، آسانسور حمل پرسنل با ظرفیت 25 نفر در بخش مرکزی بدنه نصب شد. هنگام اجرای بدنه، در هر 12 متر یک سقف دسترسی در بخش مرکزی ساخته میشد. بازشوها و صفحات مدفونی که در نقشهها پیشبینی شدهاند، به دقت اجرا میشوند. برای حفاظت از برج در مقابل صاعقه، سیمهای مسی در بدنه برج کار گذاشته شده که تا کف پی امتداد دارند و در نهایت به شبکه هم پتانسیل کف پی متصل میشوند. علاوه بر این به منظور بررسی عملکرد نیروها، در زیر پی و بدنه برج ابزار دقیق استاتیکی و دینامیکی در مکانهای مختلف بدنه جایگذاری میشوند که از نتایج آنها برای کسب اطلاعات بیشتر، برای نگهداری برج و همچنین کارهای تحقیقاتی میتوان استفاده کرد. به همین ترتیب و برای اطلاع از هرگونه حرکت احتمالی بدنه برج و محدوده اطراف آن یک شبکه میکروژئودزی در بدنه و اطراف برج ایجاد شده است، تا در هنگام لزوم توسط دوربینهای دقیق نقشهبرداری بتوان اطلاعات لازم را ثبت و ضبط کرد.
قسمت چهارم ساختمان سازه رأس است که ساختمانی 12 طبقه و از جنس اسکلت فلزی است و از تراز 245+ تا 315+ متری ساخته میشود. نمای بیرونی این ساختمان شیشهای است و طبقات مختلف آن علاوه بر کاربردهای تاسیساتی، مخابراتی و تلویزیونی دارای جاذبههای تفریحی شامل رستوران گردان، سکوی دید روباز و گنبد آسمان در آخرین طبقه است. مساحت طبقات ساختمان راس برج در مجموع حدود 12 هزار مترمربع است و بیشترین قطر آن 60 متر است. وزن کل اسکلت فلزی این ساختمان 2 هزار تن است که توسط تیرهای شعاعی و اتصالات صفحه فلزی به بدنه بتنی متصل میشوند.
سازه شش قسمتی
به منظور ایجاد یک روند عملی در مراحل ساخت و نصب، این سازه به شش قسمت تقسیم شده است. روش بالابری و نصب سه بخش این سازه روش بالابری سنگین نامیده میشود. در این روش قطعات از قبل ساخته شده، در روی زمین و در پای برج مونتاژ شده و توسط کابل به یکدیگر بسته میشود. مجموعه حاصل توسط کابلهایی که به نقاط مشخصی از آن اتصال مییابد، به عرشهای در قسمت فوقانی برج متصل میشود. این کابلها به جکهای مخصوصی متصلند که برای عملیات بالابری سنگین از آنها استفاده میشود.
اعضای باقیمانده نیز توسط بالابری سبک به بالای برج حمل شده و نصب میشوند. سبد اصلی سازه راس سنگینترین قطعهای است که با این روش در برج بالابری میشود و وزنی حدود 3 هزار تن دارد. به منظور حصول اطمینان از کیفیت ساخت سازه در کارخانه سازنده، روند ساخت و بازرسیهای موردنیاز طی نظامی مدون انجام میشود. این نظام شامل موارد بازرسی نقشهها و قطعات، تطابق با استانداردهای موردنظر و گواهینامههای مربوط به دستاندرکاران ساخت است.
قسمت پنجم، دکل به طول 120 متر است که از تراز 315 متر شروع میشود و تا تراز 435 متری ادامه مییابد. در قسمت تحتانی پایه این سازه به میزان 7 متر در بتن مدفون شده است. قطر این دکل در پایه 6 متر است و در نهایت به 60 سانتیمتر میرسد و به گونهای ساخته میشود که آنتنهای مختلف رادیویی و تلویزیونی روی آن نصب میشوند.
بنا به پیشبینی مشاور، دکل در دو قسمت 70 متری و 50 متری در داخل بخش مرکزی بدنه برج ساخته میشود. پس از ساخته شدن، هر بخش توسط جکهای بالابر به مکان خود منتقل میشود و در آن مکان نصب میشود.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری
چند تا سايت پيداكردم اميدوارم به دردتون بخوره:
اخبار معماري
راهنماي معماران معروف و كارهاي انها
زنان و معماري
http://library.nevada.edu/arch/rsrce/resguide/archwom.html
درباره معماري و طراحي خانه و خانه سازي
http://architecture.about.com/mbody.htmonce=true
معماران تمرينها وطرحها
http://www,alambina.com/architects.htm
تكنولوژي براي معماران
خيلي زياده ....!انشاالله در اينده بازم مي نويسم
اوليا
چهارشنبهسوری
قدمت چارشنبهسوری چقدر است وچرا زرتشتیان گذشته این رسم را برگزارنمی کردند ،ایا این دلیلی بر جدید بودن چنین سنتی است؟
میتوان گفت كه هر چند اسناد كافی از دیرینگی چارشنبه سوری در دست نیست، اما اشارههایی كوتاه كه در تاریخ بخارای نرشخی و نیز در داستان نبرد بهرام چوبینه با پسر ساوهشاه در شاهنامه فردوسی باز آمده است و استاد حتی از واژه چارشنبه نیز بهره برده است، نشاندهنده دیرینگی بسیار آن است. اما بدلیل كمبود منابع نمیتوان قدمت قطعی آنرا مشخص كرد.
برگزار نشدن چارشنبهسوری توسط زرتشتیان نیز دلیل تازگی آن نمیتواند بود. چرا كه همه اقوام و ادیان ایرانی بخشی از فرهنگ باستانی را پاس داشتهاند و بخشی دیگر را فراموش كردهاند. خوشبختانه بتازگی بسیاری از هممیهنان زرتشتی نیز به برگزاری این آیین كهن روی آوردهاند.
بعضی محققان چارشنبه سوری را شكل عوضشده جشن سده یا آتش نوروزی میدانند. آیا این درست است یا دلیل دیگری دارد؟
بررسی آداب و آیینهای مردمی، روشنگر این پرسش است. همه سنتها، ترانهها، باورها و مراسمی كه مردمان نواحی گوناگون در این شب انجام میدهند، با وجود تفاوتهایی كه با یكدیگر دارند، در یك ویژگی با هم همسانند: «راندن ناپاكیها و بدیها». ترانهها و باورهایی كه به بلاگردانی، راندن چشم شور، گرهگشایی، آجیل مشكلگشا، بختگشایی دختران و امثال این میپردازند؛ و همچنین سوزاندن شاخههای خشكیده و علفهای هرز باغها و مزارع در نواحی روستایی، همگی نشان از پیوند این آیین با خانهتكانی، زدودن ناپاكیها و آمادگی برای زایش دوباره گیتی است. در برخی نواحی اروپایی همچون رومانی و بلغارستان نیز در نزدیكهای بهار مراسمی در سوزاندن اشیای غیرلازم برگزار میشود. چارشنبهسوری ارتباطی با سده و آتش نوروزی ندارد و هر كدام آنها، جشن و مناسبت خاص خود را دارند. در بسیاری از نواحی ایران، هر سه جشنِ آتش نامبردهشده برگزار میشود كه نشانه مناسبتهای گوناگون آنها است.
ارتباط مراسم چهارشنبه سوری با آب در چیست و چرا دختران میبایست آب چشمه را بیاورند؟
از یكسو میتوان گفت كه در بسیاری از جشنهای ایرانی، آب و آتش در كنار یكدیگر و مكمل هم هستند. اما از سوی دیگر، از آنجا كه چارشنبهسوری با پاكیزگی پایان سال در پیوند است، حضور آب جنبه كاربردی هم دارد. شكستن كوزههای آب علاوه بر نماد سال پرباران و حاصلخیز، كاركردی بهداشتی نیز دارد. میدانیم كه جنس سفال كوزه آب با سفالهای دیگر متفاوت است. سفالگران، كوزه آب را بگونهای متخلخل برمیساختهاند كه موجب نفوذ اندكی آب به رویه بیرونی، و تبخیر آن موجب خنكی آب درون كوزه شود. روزنههای كوزه در گذر سال انباشته از ذراتی میشده است كه آنرا برای سلامتی مفید نمیدانستهاند، در نتیجه آنرا میشكسته و از كوزه تازه دیگری بهره میبردهاند. اما در باره آوردن آب بدست دختران باید گفت كه این منحصر به چارشنبهسوری نبوده و عموماً بر این باور بودهاند كه مظهر چشمه، خاستگاه آناهید است و تنها دختران اجازه نزدیك شدن به آن را دارند. این باور هنوز هم در بسیاری از روستای ایران روایی دارد.
چرا چارشنبهسوری در سهشنبه برگزار میشود و آیا چهارشنبه درست است یا چارشنبه؟
مبدأ شبانروز یك قرارداد است. در زمانها و نواحی گوناگون، گاه نیمه شب، گاه هنگام برآمدن خورشید، گاه هنگام نیمروز و گاه هنگام فروشدن خورشید را مبدأ و آغاز شبانروز میگرفتهاند. اینگونه رسوم هنوز هم در برخی نقاط ایران متداول است و برای نمونه در تاجیكستان و آسیای میانه همواره آغاز سال نو را از هنگام غروب خورشید در آخرین روز سال برمیشمارند و جشن میآرایند. برگزاری چارشنبهسوری در سهشنبه شب به روزگاری مربوط میشود كه هنگام فروشدن خورشید، آغاز شبانروز و آغاز چارشنبه دانسته میشده است. امروزه نیز این باور همچنان پایدار مانده است و مثلاً وقتی از «شب جمعه» سخن میرانند، در واقع «پنجشنبه شب» را در نظر دارند. اما در باره پرسش دیگر میتوان گفت كه امروز هر دو گونه این واژگان در متون ادبیات فارسی بكار رفته و هیچكدام اشتباه نیستند. در شاهنامه فردوسی و بسیاری از متون منظوم به شكل چارشنبه بكار رفته و در تداول عموم نیز همینگونه بر زبان میآید. البته این جشن با نامهای دیگری نیز تداول دارد.
آیا پریدن از روی آتش عمل توهینآمیز به آتش نیست؟
آداب و رسوم مردمان، گوناگون است و ممكن است هر باوری از دید دیگران عملی نادرست دانسته شود. در نتیجه هنگامی میتوان كاری را توهینآمیز خواند كه مجری آن آهنگ توهین داشته باشد. هممیهنان ما هیچكدام از اینكار، چنین قصدی را ندارند و پریدن از روی آتش، بگونهای نمادین برای زدودن و سوزاندن بدیهای هر شخص انجام میشود و مردمان خواستهاند تا با اینكار، آتش به آنان پاكی و تازگی هدیه كند. اما آنچه به گمان من نادرستتر است، كارهای ناهنجاری است كه امروزه متداول شده و عملاً چارشنبهسوری را به شب تباهی و آلودگی شهرها كشانده است. آیینی كه نیاكان ما برای پاكیزگی زیستبوم خود انجام میدادهاند، ما همان كار را برای تباهی و آلودگی آن انجام میدهیم. بویژه كه اخیراً كسانی كوشش كردهاند تا با توزیع مواد منفجره و ترغیب غیرمستقیم كودكان و نوجوانان به استفاده فراگیر از آن، آسیبی جدی به این جشن كهن و شادیبخش ایرانی وارد كنند. از سوی دیگر میدانیم كه در رادیو و تلویزیون ایران، نام چارشنبهسوری، یك نام شرمآور و اسباب خجالت دانسته میشود و هرگز از آن استفاده نمیكنند در حالیكه خرافیترین و ناهنجارترین آداب دیگر و مبتذلترین برنامهها را به فراوانی تبلیغ میكنند و اندیشه پاك كودكان میهن را به تباهی میكشند.
آیا چارشنبهسوری در مناطق دیگر ایرانیتبار هم برگزار میشود؟
از سوی باختر، در بخشی از كردستان كه در بیرون از ایران امروزی واقع است؛ و در سوی خاور، در استان سینكیانگ چین و سرزمینهای ایرانیتبارِ یاركند، تاشقورغان و كاشغر با تفاوتهایی برگزار می شود. در تاشقورغان این جشن در سومین روز سال نو برگزار میشود و ضمن آتشافروزی و پریدن از آن، بر بالای بامها نیز به تعداد نفرات خانه، جام آتشی برمیافروزند. در سرزمینهای اَران و قفقاز، بمانند استانهای آذربایجان، در هر چهار چارشنبه اسفندماه این مراسم را تكرار میكنند. اما در آسیای میانه، تاجیكستان، تركمنستان و ازبكستان، این آیین كاملاً فراموش شده است و برگزار نمیشود. اما در بخشهایی از قرغیزستان با تفاوتهایی همچنان پایدار مانده است. این مراسم در قرغیزستان در غروب نوروز برگزار شده و تنها شاخههای خشك درختی به نام «آرچا» سوزانده میشود.
در پایان به این نكته هم اشاره كنم كه آیینهای چهارشنبه سوری منحصر به آتشافروزی نیست؛ بلكه مراسم پیوسته دیگری همچون غذاهای دستهجمعی، سرودهای ویژه، قاشقزنی، فالگوش، بازیهای گروهی و نمایشهای سنتی هم دارد كه امروزه بجای آن به سوزاندن لاستیك و انفجارهای مهیب و تباهی گذرهای شهر میپردازند. شیوه امروزی این جشن در شهرهای بزرگ هیچ ارتباطی با چارشنبهسوری نداشته و تنها نام آنرا بر خود دارد
و حالا فردوسی و شعرش
ستارهشمر گفت بهرام را
که در «چارشنبه» مزن کام را
اگر زین بپیچی گزند آیدت
همه کار ناسودمند آیدت
یکی باغ بُـد در میان سپاه
از این روی و زان روی بُـد رزمگاه
بشد «چارشنبه» هم از بامداد
بدان باغ که امروز باشیم شاد
ببردند پر مایه گستردنی
می و رود و رامشگر و خوردنی
. . .
ز جیحون همی آتش افروختند
در باره این سرودههای شاهنامه ذکر چند نکته ضروری است. نخست اینکه بر مبنای واژهنامه فریتس وُلف، در سراسر شاهنامه به جز یکشنبه و چارشنبه، روز دیگری از هفته نام برده نشده است و تنها باری که از چارشنبه یاد شده، در همین داستان و همین جشنی است که در زمان بهرام چوبین انجام شده و این کهنترین یادکرد جشن چارشنبه در متون است. هر چند که زمان سرایش شاهنامه چند دهه پس از تاریخ بخارا بوده است، اما موضوع داستان به صدها سال پیش از آن باز میگردد.
دوم اینکه آوردن نام چارشنبه در داستان بهرام چوبین خود دلیل دیگری است که روزهای هفته در ایران باستان وجود داشته است. و سوم اینکه برخلاف اعتقاد عربان که روز چارشنبه را نحس و بدیُمن میپنداشتند و این اعتقاد در آثار جاحظ و حتی منوچهری دامغانی نیز راه یافته است، اما ایرانیان نه تنها این روز، بلکه هیچ روز و زمان دیگری را نحس نمیپنداشتند و بخصوص چارشنبه را گاهِ کام و جشن دانستهاند